انقلابِ ساندویچیِ پدرخوانده‌ها

به گزارش دنانیوز؛ رفعت کاظمی؛ مقدمه‌چینی نمی‌خواهد. یک‌راست باید رفت بر سرِ اصلِ مطلب. یک‌راست باید پلشتی سیاسی موجود در استان را دار زد. یک‌راست باید نگاهِ محافظه‌کارانه‌ای را که در تلاش است تا بگوید “همه چی آرومه و ما چقدر خوشبختیم” را با شلاقِ نظارت عمومی و مطالبه‌ی همگانی نواخت.

ما وارثان دهه‌ی سرخ شصتیم. ما نمی‌توانیم مثل کبک سرمان را زیر برف کنیم و خودمان را به کری و کوری بزنیم. ما، یعنی ما مردمِ پابرهنه‌ی بی‌تریبون، صاحبان این انقلابیم. انقلاب با خونِ دلِ ما به پیروزی رسید. دفاع سراسر مقدس را همین ما رقم زدیم. تحریم‌های ریز و درشتِ ام‌الفسادِ قرن را مقاومتِ ما، تاب‌آور کرده است. به فعلیت و عینیت رساندن جمهوریتِ نظام را در مقاطع مختلف، همین ماهای پاپتی‌ اثبات کرده‌ایم.

در یک کلام؛ هرآنچه در این چهار دهه از سختی و مشقت و همراهی با نظام بوده همیشه بر گُرده‌ی همین مای مستضعف بوده است. اینک اما شاهدیم که خیلی شیک و فانتزی‌وار دارند جای صاحب و نوکر را عوض می‌کنند.

چقدر زشت است سبک شمردن سرنوشت مردمی که صاحب و مالکِ یک انقلابِ کبیرِ اسلامی هستند. چقدر زشت‌تر است ندیدن این همه مسئله‌ای را که همین صاحبانِ اصلی با آن دست و پنجه نرم‌ می‌کنند.

چرا کسی از افتضاحی که در دیدار مردمِ مستضعف دیشموک با نماینده‌شان به بار آمد، خون نگریست؟! چرا کسی دق نکرد؟! چرا کسی از دیدن آن صحنه‌هایی که سرشار از لگدمال شدن عزتِ نفس، غرور و غیرتِ مردم بود، استعفا نداد؟! چرا شورای ائتلاف نیروهای انقلابِ استان، این قبیل مسائل را نمی‌بیند و اصلا در سبد دغدغه‌هایش نمی‌گنجد؟! این‌ها شورای کدام انقلابند که فاصله‌ی مسائلشان با مسائلِ مردم به اندازه‌ی یک کهکشان راه شیری‌ست؟!

انقلابی که امام و قانونش دست رد بر تحرکاتِ زودهنگام انتخاباتی زده‌اند کجا، و این انقلابِ ساندویچی که پدرخوانده‌ها در واژه‌های حقیرِ سیاسی خلاصه کرده و به حلقوم خلق‌الله می‌دهند کجا؟!

ما، یعنی ما مردمِ کفِ جامعه، این انقلابِ میتینگ‌های انتخاباتی را که در آن از پدرخوانده‌های قدیم تا مریدانِ جوانشان که در تلاشند تا پدرخوانده‌های آینده باشند، و در آن بدون ذره‌ای شرم، تنها و تنها از سهم‌خواهی در قدرت می‌گویند و دردها و گلایه‌هایشان فقط این است که چرا دستشان از گلوگاه‌های قدرت و منصب کوتاه است را نمی‌خواهیم.

انقلابی را که ما در پی آنیم انقلابِ خمینی کبیر است که توان و ظرفیتش در پرورش انسان‌هایی چون حاج قاسم است. انقلابی که “سرباز” برای تمدن جهانی اسلام تربیت می‌کند نه پادو و کیف‌کش برای جریانات سیاسی!

باید پرسید؛ چرا باید همه‌ی توانِ رسانه‌ای در یک استان به خط شده و به پوشش تحرکات زودهنگام انتخاباتی آن هم به نام انقلاب بپردازند، اما هیچ کسی نپرسد که آی آقایان الان وقتِ خدمت است نه تبلیغات برای انتخاباتی که ماه‌ها تا رسیدن به آن فاصله داریم؟! و کسی نپرسد که مگر این قبیل تحرکات، نوعی دهان‌کجی به قانون نیست؟! و باز هم کسی نپرسد که متولیان نظارتی به چه کاری مشغولند که این وضعیت را نمی‌بینند؟!

آن دسته از مسئولینی که دغدغه‌ی نمایشِ چهره‌ی زیبا از استان را در سطح ملی و فراملی دارند این روزها کجایند که این همه خبرِ بد را نمی‌بینند و برای غلبه و سیطره بر آن پویشِ خبرِ خوب راه نمی‌اندازند؟!

اساساً مگر غیر از این است که خبرِ بد یعنی این همه ظرفیت و پتانسیل در یک استان لنگ و معطل بماند و دائما زلفِ حلِ مسائل را به زلف انتخابات گره بزنند. خبرِ بد مربوط به خودکشی‌ها و نزاع‌ها نیست بلکه مربوط به ریشه‌ی آن‌هاست. ریشه‌ یعنی همین سیاست‌زدگیِ حاکم بر استان که مانع هر پیشرفتی‌ست. ریشه یعنی چرخ‌دنده‌ی شتاب و حرکت برای رسیدن به داشته‌هایی که حقِ ملت است در یک استان از کار بیفتد و با نگاه رعیت‌وار به مردم، توزیع بسته‌های ارزاق را به جای عدالت جا بزنند!

حَرَجی نیست، وقتی که در میان مردم نباشید باید هم دائما در فهمِ مسائل و چینشِ تکنیک و تاکتیک دچار خطا شوید.

شاید امروز انقلابی‌ترین حرکت، آن باشد که انقلاب را از دست آنان که قرار بود نوکر و خادم باشند بازستاند و به صاحبان اصلی‌اش بازگرداند. آقایان؛ دست از سر انقلاب بردارید.

انتهای پیام/

  • نویسنده : رفعت کاظمی