رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


  • پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۸
  • الخميس ۲۷ جماد أول ۱۴۴۱
  • 2020 Thursday 23 January

ابوذر را بدون ربذه نمی توان یاد کرد. نام ابوذر با سرزمین مقدس و‌گمنام ربذه یگانه است،هرچند عموم جامعه ی ایمانی ما با ان،احساس غربت کند. ربذه روایت غربت ابوذر به جرم حق گویی و مبارزه بر علیه طبقات کاخ نشین و زمامداران اشرافیست که حکومت نبوی را با ویژه خواری خواص و‌حکام به انحراف […]

ابوذر را بدون ربذه نمی توان یاد کرد. نام ابوذر با سرزمین مقدس و‌گمنام ربذه یگانه است،هرچند عموم جامعه ی ایمانی ما با ان،احساس غربت کند.

ربذه روایت غربت ابوذر به جرم حق گویی و مبارزه بر علیه طبقات کاخ نشین و زمامداران اشرافیست که حکومت نبوی را با ویژه خواری خواص و‌حکام به انحراف کشاندند.
این احساس حضور تاریخی و استمرار ان حرکت های سربداران قیام،موجبات ماندگاری انسان هایی شده است که متناسب با تحولات زمانه،بهترین انتخاب ها را داشته اند و به بیش از خویش و فراتر از اکنون اندیشیده اند و ابوذر در زمره ی این علمداران تاریخ جریان حق می باشد.
اگر ما در قرن ۲۱ و در دوران رهایی عنان نفس و گمگشتگی انسان تکنیک زده، خود را در امتداد راه پررنج و طلایه داران تازیانه های سلوک ابوذر می بینیم،باید قیام ما به وسعت ابدیت و مسئولیتی به درازای عمر انسان داشته باشد که پژواک ابوذرها به نیکی و راستی در معرض داوری آیندگان قرار گیرد.
آری، ربذه نام صحرائیست در اطراف مدینه که پذیرای واپسین ثانیه های سلوک عدالتخواه مردی از قبیله ی غفار،ابوذر،همان یار صدیق رسول ص و اغازگر نهضت مقدس اعتراض و نهی از منکر زمامداران فاسد در عصر بعد از نبیست.
و پرکشیدن روح بی قرار ابوذر به اسمان، نقطه ی اغاز راهیست که در حیات حکومت اسلامی، نه به محافظه کاری ختم می شود و نه سر از کنش های انارشیستی و برهم زدن قوام کلان اسلام در می اورد.راهیست برای اگاهی و بیداری.مسیریست برای اصلاح و تکمیل،نه تضعیف و‌توجیه.
و اما اکنون که نام ابوذر بر تارک اسمان عدالت می درخشد، و در دوران استقرار حکومت اسلامی، وزانت و موقعیت گفتمان ابوذر در ساحت های گوناگون نظام، چگونه می تواند ضامن اصلاح نظام و مراقبت از آن باشد.

این موضوع محل مناقشه ای تاریخیست که چالش های زیادی را در ادوار تاریخی حکومت های اسلامی بویژه بعد از انقلاب اسلامی و در جامعه ی ایران اسلامی بوجود اورده است.

دربرداشت های متکثر و بعضا متناقض از اسلام و اندیشه ی دینی، و همچنین رفتارشناسی خواص در سیاست و حکمرانی، ردپای این اختلاف مشاهده می شود.و یکی از تفاوت های جدی امام روح الله در مقام نظر وعمل با بسیاری از علمای هم عصر و بزرگان دیروز و امروز در همین لایه مستتر است.

اسلام گل و بلبل صِرف،مسامحه و منفعل، بی آزار و‌ یواش و بی درد در تمام ابعاد، فرسخ ها با اسلام ان عارف مبارزه جو فاصله دارد.
امام فرمودند« اسلام امده بود، بزند و بکشد و کشته بشود!! دست من و شما که رسید،گل و بلبلش کردیم.! اسلام ازاول،وقتی زائیده شده است، ان روزی که اعلام شد به اینکه حالا دیگر باید قیام کرد در مقابل « طاغوت».از ان روز برنامه اش این بود که بزند و بکشد و کشته بشود برای اصلاح حال جامعه. برای اینکه این دزدها و این خیانتکاران را قطع ایادیشان را بکند،قطع حیاتشان را بکند.اینها مضر به حال جامعه هستند. این باغدارها و این کارواندارهای قریش مضر به حال جامعه هستند..اینها باید از بین روند.اصلا اول اسلام وضعش این بوده. وقتی دست من و شما رسیده،اسلام به این صورت درامده که جز مطالعه کتاب کاری دیگر نمی کنیم و کاری دیگر نمی گوییم بکنند.»

نکته اساسی در تحلیل اسلام ِ قیام و حرکت، عدالتخواهی و ظلم ستیزی،توجه به سیرت و عمق این قرائت است‌. یعنی تحول روحی. امام بعضاً راز پیروزی و البته ماندگاری انقلاب را حفظ همین تحول روحی در ملت می دانند‌.
تحول روحی که منجر به یک انقلاب در انسان شد و بااین انقلاب انسانی، انسان انقلابی متولد گشت و سپس انقلاب اسلامی محقق شد.
تعبیر امروزین ان در کلام امام خامنه ای در گام دوم به زیبایی و جامعیت تمام عرضه شده است که هر جا پیروز شدیم،با تفکر انقلابی عمل کردیم و هرگاه شکست خوردیم،غیر انقلابی بوده ایم

اما،این نگاه ابوذر غفاری به جامعه ی اسلامی،فقط در ساحت یک کنشکر اجتماعی قابل طرح است و عدالتخواهی را به مثابه ی یک جنبش صرف همیشه منتقد باید دید،یا قابلیت حکمرانی با نگاه عدالتخواهانه در متن این قرایت وجوددارد؟
پس چرا حضرت رسول ص فرمودند که ابوذر برای مدیریت مناسب نیست؟ از حیث شخصی این نکته را فرمودند یا از جهت گفتمانی؟؟
ایا امتداد عدالتخواهی ابوذر می تواند به حکمرانی مختار ختم شود؟؟

  • در تاریخ پس از دفاع مقدس متاسفانه نگاه مدعی توسعه ی ضد عدالت موفق شد میان تخصص، کارامدی حکمرانی و تعهد و انقلابی گری انقطاعی ناجوانمردانه خلق کند و اینگونه جریان عدالتخواه و انقلابی را از حضور در حکمرانی نظام حذف کند.
    انگاه که رییس جمهور وقت در دفاع از وزرا به صراحت گفتند اگر اسلام و انقلاب و ارزش ها می خواهید،من هستم ولی برای کشور داری به مدیران متخصص نیاز داریم و اینگونه بود که انقلابی گری و عدالتخواهی را ضد تخصص و کارامدی حکمرانی معرفی کردند و‌همه دیدند بنام توسعه،چگونه شکاف طبقاتی عمیق و‌عمیق تر شد.
    ابوذر اگر چه معارف دینی عمیق،ظلم ستیزی صریح و نه مرتبه از ایمان را داشت و در مراتب عالی صدق و صفا سکنی داشت ولی به لحاظ شخصیتی و‌ توانمندی، امکان مدیریت جامعه را نداشت وگرنه مختار برای عدالت علی و تحقق حکومت علوی هزینه ها داد و‌ صبوری ها کرد.
    امام که عدالتخواه ترین اخوند جهان معاصر بود، رژیمی را برکنار و‌ حکومتی دیگر برافراشت.
    در عدالت ابادانی و وسعت هست و جا برای هیچ انسانی در حکومت عدالتخواهان تنگ نیست وهرکس به اندازه ی تلاش و تقدیری که دارد ازامکانات هستی بهره مند است‌.فی العدل سعه.
    الگوی مدیرتی لیبرال سرمایه داری که کسب سود مشترک و ازادی فردی به قیمت ذبح عدالت و بی توجهی به محرومین را محور حکمرانی خویش قرار داده است و هزینه های جراحی اقتصادی انان همواره بر دوش طبقات محروم بوده است به همان میزان از حکمرانی عدالتخواهانه هراس دارد که جریانات محافظه کار مدعی ارزش ها و لابی گرانی که حفظ وضع موجود و رسیدن به قدرت را بر هر ارمان و‌ارزش انقلابی ترجیح می دهند.
    عدالتخواهی ابوذر به حکمرانی مختار ختم می شود.
    عدالتخواهی از پایین« ناس» به حکمرانی مختارها در بالا« حاکمیت » منتهی می شود‌.
    امروز باید هسته های شکل گرفته ی عدالتخواهی درکشور که فرمان امام زمان خویش را پیاده کردند و تفکر عدالتخواهی را در فضای عمومی کشور جاری کردند ، برای حکمرانی اسلامی بطور جدی بیندیشند و در ساحت عمل، وارد حاکمیت و پذیرفتن مسیولیت شوند.
    محافظه کاران و تجددمآبان،متحجرین و وادادگان به غرب، طبقه ی مرفه مدرن موجود، اشراف سیاسی و اقتصادی مهمترین موانع ظهور حکمرانان جوان انقلابی و عدالتخواه در حال و‌اینده جمهوری اسلامیند‌.
    اری
    ابوذر غفاری،همانکه از اغاز هجرت تحولخواهانه ی وصال رسول ص تا تبعید مقدس ربذه،همواره با صدق و روشنایی و دانش عظیم دینی در استیفای حقوق مستضعفین و‌ توده از حلقوم کاخ نشینان مجیزه گوی عثمان سراز پا نمی نشاخت و دارندگان کیسه های باحیله ی تزویر و ریاو مقربان دریافت کننده های حقوق های نجومی را بی ابرو می کرد.
    همان « جندب بن جناده» که‌ امروز فریادهای او، از حنجره ی جوانان انقلابی و‌یاران دبستانی خمینی در اعتراض به مدیریت لیبرال سرمایه دار و محافظه کاران قدرت طلب، پژواک‌می شود و بسط ان در حال شکل دهی حکمرانی مختارهای جمهوری اسلامیست.

اخبار مرتبط



آخرین اخبار