رفتن به بالا

تعداد اخبار امروز : 3 خبر


  • شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷
  • السبت ۱۷ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 23 February
  • اوقات شرعی

یاسوج
۴(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۴.٢۴(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۴.٢۴(in)
  • یکشنبه 7 اردیبهشت 1394 - 08:34
  • کد خبر : 2787
  • مشاهده : 6 بازدید
  • تاریخ
  • چاپ خبر : تاريخ­نگاري جوامع گمشده

بررسی تاریخ ایران نشان می‌دهد ایلات و عشایر نقش عمده‌ای در حوادث و وقایع داشته‌اند و بسياري از حکومت‌ها، مانند غزنویان، سلجوقیان، ایلخانان، صفویان، افشاریه و قاجاریه منشأ ایلی و قبیله‌ای داشته‌اند. همچنين آن‌ها با دارا بودن سهم عمده‌ای از جمعیت، عامل تأثیرگذار در صحنه معادلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی بودند. هرچند از دوره­ی پهلوی به […]

بررسی تاریخ ایران نشان می‌دهد ایلات و عشایر نقش عمده‌ای در حوادث و وقایع داشته‌اند و بسياري از حکومت‌ها، مانند غزنویان، سلجوقیان، ایلخانان، صفویان، افشاریه و قاجاریه منشأ ایلی و قبیله‌ای داشته‌اند. همچنين آن‌ها با دارا بودن سهم عمده‌ای از جمعیت، عامل تأثیرگذار در صحنه معادلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی بودند. هرچند از دوره­ی پهلوی به بعد، با سیاست‌های یکجانشینی و اسکان، نقش آن‌ها در حوزه‌های مختلف کمتر شد و در ساختار جمعیت گم شدند، اما هنوز به عنوان يك موضوع جذاب مورد توجه محققانِ حوزه‌هاي مختلف قرار دارند. در دوران معاصر، با پدید آمدن رشته­هایی مانند جامعه­شناسی تاریخی و جغرافیای تاریخی، نقاط مشترک فراوانی میان رشته­های تاریخ، جغرافیا، جامعه­شناسی و… ایجادشده است. بررسی پدیده‌های تاریخی با توجه به  محدودیت‌های طبیعی، جامعه­ی انسانی و عوامل آن در قالب زمان، مکان و در ارتباط با رشته‌های مختلفی مانند زبان‌شناسی، مردم‌شناسي و باستان‌شناسي[1] و استفاده از  مفاهيم اقتصادي، زبانشناسي، جغرافیا، انسان­شناسی، فیزیولوژی و علوم طبیعی[2]، كه  مورد توجه مورخان بزرگی مانند مارک بلوخ، برودل، ایمانوئل والرشتین، میشل فوکو، یورگن هابرماس، آنتونی گیدنز، بنجامین نلسون قرار گرفت[3]، در زمره­ی اين اشتراكات است. جامعه‌شناسی تاریخی فصل مشترک تاریخ و جامعه‌شناسی است. جامعه‌شناسی تاریخی جامعه‌شناسان را به مطالعه­ی دقیق سنجش‌های باریک و جزئی‌تر جامعه تشویق می‌کند تا موضوعات مورد نظر خویش را از منظر دگرگونی‌هایی که در بستر زمان پذیرا شده‌اند، مطالعه کنند و مورخان نیز از مطالعه­ی حوادث به دنبال سیر موضوعات، کشف قانونمندی و شناخت کلیه جوامع در ابعاد مختلف آن‌ها هستند. نزدیکی  تاریخ به جامعه‌شناسی، اسناد و منابع جدیدی را پیش روی مورخان گشوده و آن‌ها را تشویق می‌کند تا با بهره­گیری از داده‌های حاصل از مصاحبه‌ها و پرسش­نامه‌ها و تکنولوژی‌های ضبط و پخش، امکان بیشتری را در شناخت موضوعات فراهم می‌کند[4]. دورکیم معتقد است تاریخ باید میکروسکوپ جامعه‌شناسی باشد؛ یعنی ابزاری باشد که به کمک آن‌ها ساختار غیرقابل رؤیت، با چشم معمولی ما کشف شود[5]. در ارتباط جامعه‌شناسی با تاریخ، جامعه‌شناسی همِّ خود را مصروف آن می‌دارد که عوامل محرک و پوشیمندی واضح و زیر بنای روایت‌های تاریخی را که اطمینان بیشتری به وجود ردیابی صحیح ایجاد می‌کند، آشکار سازد تا حدی که بتواند الگوهای تاریخی را با دیگر بخش‌های جامعه‌شناسی تلفیق و ترکیب سازد، مطالعاتی که می‌تواند زمینه‌ی کارهای عمیق و تحلیلی از نظر مورخان کلان­نگر و جامعه‌شناس فراهم نماید[6]. مورخان می­توانند از مفاهیم و روش‌های جامعه‌شناسی برای ساخت مشاغل، قشربندی و تحرک اجتماعی، خانواده و نظام خویشاوندی، نهادهای مذهبی و اسلوب دینی، نقش‌های اجتماعی و انتقال فرهنگ جوامع استفاده نمایند[7]. احساس نیاز به این که کارکرد انسان در معرفی مجموعه‌ای از انگیزه‌ها و علایق است و عواملی مانند طبقه، منزلت و پایگاه اجتماعی را باید با تحلیل‌های چندبعدی مورد بررسی قرار داد، تاریخ جدید دارای اجزای گوناگون روایتی، کوشش فردی، تحقیق تجربی است و مورخ می‌تواند از ابزارهای مفهومی گسترده و روش متنوع استفاده نماید[8]. گرچه نمی‌توان تاریخ و جامعه‌شناسی یکی دانست، اما جامعه‌شناسان نیز نمی‌توانند از تاریخ فرار کنند؛ زیرا باید نسبت به موقعیت‌های تاریخی و محدودیت‌های پژوهشی آن آشنا باشند[9]. هربرت اسپنسر معتقد است جامعه‌شناسی بر کارهای تاریخی ایستاده است، چنانکه یک ساختمان وسیع بر پايه‌هاي سنگی[10]. هرچند در ارتباط بین جامعه‌شناسی و تاریخ مورخان همواره به دنبال افکار و آثار نو برای تکمیل یا تغییر حقایق تاریخی و جامعه‌شناسان به دنبال تصمیم و اثبات حقایقند، و بنابر باور بسیاری، مورخان به دنبال گذشته و جامعه‌شناسان به دنبال حال هستند[11] و تفاوت بین روش اندیشه­نگار[12]در تاریخ و قانونمداری[13] در جامعه‌شناسی از تفاوت‌های این دو حوزه است،[14] ولي در مجموع جامعه‌شناسی تاریخی می‌تواند با بررسي موضوعات جامعه‌شناسي در بستر دوره‌هاي مختلف تاريخي، و با رويكرد تحليلي، به پژوهش بر روي موضوعات بپردازد. به حوزه­ی ایلات و عشایر نیز از جنبه­های گوناگون و از دیدگاه تحقیقات دانشگاهی و غیردانشگاهی فراوان پرداخته­اند. در حوزه پژوهش‌های دانشگاهی در اواخر دهه 30، برای اولین بار، در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، درسی به نام مردم‌شناسی ایران ارائه شد[15]. در همین ارتباط، آثاری به نام روش­های بررسی و شناخت ایلات و عشایر و نیز طرح مقدماتی مطاعه در ایلات کهکیلویه و بویراحمد تدوین شد[16]. در دهه 50 نیز بخش تحقیقات مردم‌شناسی و عشایری مؤسسه مطالعات و تحقیقات، پژوهش‌هايي مانند مونوگرافی سوق طیبی و اطلس ایلات کهکیلویه به انجام رسانید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تغییراتی در علوم اجتماعی انجام گرفت، رشته­ی مردم­شناسی حذف شد و واحد مطالعاتی ایلات و عشایر، به صورتی واحدی درسی در رشته­ی علوم اجتماعی قرار گرفت[17]. از آنجا که مردم­شناسی رشته­ای جدید در ایران بود و محققان ایرانی شیوه­های تحقیق را هنوز فرانگرفته بودند، اکثر تألیفات این حوزه متعلق به پژوهشگران خارجی بوده است و محققان داخلی در این زمینه، یا کارهای مشترک با ایشان انجام داده­اند و یا شاگرد ایشان بوده­اند. ازجمله می­توان به آثار زیر اشاره کرد: ایل پاپی کوچ‌نشین شمال غرب ایران[18]؛ ایل باصری[19]، کوچ‌نشينی در شمال خراسان[20]؛ فنون کوچ‌نشیني[21]؛ مونوگرافي ايل بهمئي[22] و…  در سال­های اخیر، تحقیقات جامعه­شناسی شامل موضوعات متنوع­تری شده است و کتب زیادی در حوزه­ی ایلات و عشاير در زمینه‌های مختلفی مانند اقتصاد، فرهنگ و ادبیات، آداب و رسوم، ساختار و سازمان ايلات و شيوه­ی معيشت عشاير آذربايجان غربي[23]، جامعه‌شناسي خانواده و ازدواج در ايلات و عشاير[24]، جامعه‌شناسي ايلات و عشاير[25] تاريخ فرهنگي ايل شاهسون بغدادي[26]، جامعه ايلي در ايران[27]، آداب و رسوم و فرهنگ عامه ايل بختياري چهارلنگ به انضمام پيشيه‌هاي مهم و نام گياهان[28]، نغمه‌هاي ايل قشقائي منتخبي از اشعار ترکي شعراي معاصر قشقايي[29]، نظري به جامعه عشايري تالش[30]، آموزش و پرورش در عشاير ايران[31] روابط مهم خويشاوندي طبقه و تضاد در ميان عشاير کماچي: پژوهشي مردم‌شناسانه در تاريخ اقتصادي کرمان و عشاير آن[32]، عرف و عادت در عشاير[33] ساختارهاي اجتماعي عشاير بويراحمد فارس[34] نگرش­هاي ايدئولوژيك و مذهبي به اين حوزه مانند امام و عشاير ويژه همايش علمي و فرهنگي امام و عشاير[35]، ايدئولوژي در سنگر بسيج عشایر دزفول[36] تأليف شده است. همچنين زمينه‌هاي تحقيقي جديدي در مورد اقتصاد، جغرافيا و سياست نيز در اين حوزه­ی مطالعاتي گشوده شده است، كه مي­توان به ساختار سازمان ايلات و شيوه­ی معيشت عشاير آذربايجان غربي[37]، درآمدي بر اقتصاد کوچ‌نشيان ايران[38]، پژوهشي درباره ويژگي‌هاي اجتماعي ـ اقتصادي لرکي‌هاي ساکن خوزستان[39]،  جغرافياي کوچ‌نشيني (رشته جغرافیا)[40] پويش انسان در جغرافيا (مطالعه موردي ايل خزعل)[41]، اقتصاد کوچ نشينان (رشته جغرافيا)[42]، حکومت، سياست و عشاير[43]، دولت رضاشاه و نظام ايلي[44]، فرهنگ سياسي عشاير جنوب ايران اشاره نمود[45]. تک­نگاری‌هایی نیز درباره­ی ایلات و عشایر مانند مونوگرافی ایل بهمئی، ایل حسنوند[46]، ایل کولیوند[47]،  ايل بختياري[48]  پژوهشي بر ايل باشت باوي[49]    انجام گرفته است. در سه دهه­ی اخير، این حوزه­ی مطالعاتي ويژگي‌هايي یافته است:
1ـ  با توجه به افزايش سطح تحصيلات درميان ايلات و عشاير، تحقیقات غیردانشگاهی توسط افراد علاقمند وابسته به ایل‌ها افزايش يافته است؛
2ـ تحقيقات دانشگاهي در اين موضوع بيشتر از آن كه برپايه تحقيقات و پژوهش‌هاي معتبر نوشته شود، بيشتر در مورد كتب درسي دانشگاهي و ارائه به دانشجويان بوده است؛
3ـ ديدگاه‌هاي جديدي در اين زمينه ازجمله نگاه توريستي ايجاد شده است مانند جلوه‌هاي جهانگردي عشاير و اولين جشنواره جهانگردي، فرهنگ و آيين‌هاي عشايري شهرکرد؛
4ـ توجه به ايلات در گذشته محدود به مناطق خاصي مانند لرستان، كهگيلويه، بويراحمد و چهارمحال و بختياري، فارس وخراسان بوده است، اما در اين سال‌ها ساير مناطق كشور ازجمله سيستان و بلوچستان، خوزستان، سمنان مانند بزرگان ايل عرب و ايلات (اينالو، باصري، بهارلو[50] و طوايف سيستان و بلوچستان[51]، قبايل و عشاير عرب خوزستان با نگاهي به آيين فصل، شعر، هنر و تاريخ[52]، ايل‌ها و عشاير استان سمنان نيز اضافه شده است[53].
سابقه­ی منابع در زمینه­ی تاریخ نیز از ساير حوزه‌ها بيشتر و منابع تاریخی اولیه در این زمینه به صورت عمومی نوشته شده است. از اولین این تواریخ می‌توان به شرفنامه بدلیسي[54] اشاره نمود که در مورد عشایر و طوایف لر و کرد و بختیاری بوده است. تحفه­ی ناصری در تاریخ و جغرافیای کردستان[55]، تاریخ بختیاری لسان­السلطنه سپهر که نخستین اثر تألیفی مستقل درباره بختیاری است و به دستور علی قلی خان سردار اسعد بختیاری نوشته شده[56] از ديگر آثار است. اما  تحقیقات تاریخی انجام شده در اين حوزه نسبت به ساير حوزه‌ها از قدمت برخوردار نيست، تاریخ شورش عشایری فارس، نوشته­ی کاوه بیات[57]، تاریخ مبارزات مردم ایل قشقایی از صفویه تا پهلوی[58]، ایل قشقایی در جنگ جهانی اول[59]، پژوهشی در ساخت ایل و طایفه‌های شمالی خراسان و نقش سیاسی رؤسای ایل‌های بزرگ در امور کشور و رابطه­ی آن‌ها با حکومت‌ها واستعمارگران[60]، عشاير بارزاني: شرح زندگي اجتماعي و سياسي عشاير (بارزاني) و رهبر آن‌ها[61]، نهضت جنوب: ‎فارس، قشقايي و غائله آذربايجان[62]، مصدق و عشاير[63]، قشقايي در گذر تاريخ  صولت‌الدوله قشقايي[64]، قشقايي‌ها و مبارزات مردم جنوب[65] قيام عشاير جنوب[66] را نام برد. از مجموع بررسی زوایای مختلف تحقیق‌های انجام شده و پژوهش در مورد ایلات و عشایر چنین برداشت می‌شود که معدود منابع اولیه در این حوزه دیدگاه تاریخی داشته‌اند؛ اما در دوره پهلوی دوم، سمت وسوی تحقیقات به علت جهت­دهي آن در دانشگاه‌ها به  سمت مردم‌شناسی و قوم‌شناسی و تکیه بر آداب و رسوم پیش رفته است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به علت گسترش تحقيقات و افزايش تنوع موضوعي، در اين حوزه ديدگاه‌هاي نويني به وجود آمد. تحقيقات تاريخي در اين حوزه از چند ويژگي برخوردار است:
1ـ بی­توجهی یا کم­توجهی مورخان دانشگاهی به این حوزه­ی کاری كه می‌توان به دلایل مختلفی از جمله نبود واحد درسی دانشگاهی در گروه‌های تاریخ اشاره کرد؛
2ـ عدم تعريف صحيح از ابعاد تاريخي موضوع ايلات و عشاير؛
3ـ تمایل مورخان به محدود کردن موضوع در زمان و مکان، دو گزینه‌ای که با تاریخ­نگاری ایلات و عشایر همخوانی ندارد. محدود نبودن ایلات و عشایر به مکان خاص و وسیع بودن گستره­ی اسکان آن‌ها، و نیز عدم دارا بودن عواملی که می‌توان یک موضوع تاریخی را از دیدگاه طبقاتی، اجتماعی، اقتصادی و یا سیاسی مورد بررسی دقیق قرار داد، باعث شده تا تک­نگاری‌های تاریخی نیز چندان مورد توجه نباشد؛
4ـ به علت کمبود تحقیقات آکادمیک، برقراری ارتباط بین تاریخ ایلات و عشایر با تاریخ محلی و ملی دشوار است؛
5ـ کارهای تاریخی انجام شده نیز بیشتر توسط مورخان غیرآکادمیک انجام شده است. هرچند علاقمندي مؤلفان اين كتب به موضوع، از نقاط قوت آن محسوب مي­شود، اما عدم روشمندي در انجام كار و دخالت تفكرات فردي در انجام آن، از ويژگي‌هاي منفي آن است.
چنانچه بخواهيم اظهار نظري در حوزه­ی تحقيقات تاريخي انجام شده در اين زمينه داشته باشيم، با توجه به جمیع جهات به نظر می‌رسد موضوع ایلات و عشایر در تاریخ معاصر، خصوصاً از زمان اسکان تدریجی آن‌ها از دوره پهلوی اول و کم شدن تدریجی تعداد آن‌ها به عنوان یک مسأله تاریخی کمتر مورد توجه قرار گرفته است و با توجه به این که حوزه تحت بررسی مورخان کمتر در دسترس بوده و قابلیت تطبیق با سایر موارد مشابه را کمتر داراست، نگاه کمتری به آن شده است. مهم‌ترین پیشنهادی که می‌توان در گسترش تحقیقات تاریخی در موضوع ایلات و عشایر ارائه کرد، افزایش تحقیقات میان­رشته‌ای در علوم انسانی است. هرچند انجام پژوهش‌های موردی در این زمینه در حوزه‌های مختلف تاریخ، جامعه‌شناسی، علوم اجتماعی، قوم­نگاری و مردم‌شناسی انجام شده است، اما به نظر انجام پژوهش‌هایی که بتواند با حفظ موضوعیت ایلات و عشایر جامع اطلاعات آن‌ها و در عین حال مؤلفه‌های گوناگونی را دربرگیرد تنها از طریق انجام پژوهش‌های میان­رشته‌ای از جمله جامعه‌شناسی تاریخی امکان­پذیر است. بررسی تاریخی عواملی که ساختار اجتماعی ایلات و عشایر را در دوره‌های مختلف تاریخی تشکیل می‌دهند، می‌تواند روزنه‌های جدیدی را در تحقیقات تاریخی بگشاید. شاید بهترین نمونه تألیف، که به طور اختصار به بحث ایلات و طوایف از دیدگاه­های مختلف پرداخته است، بخش ایلات و عشایر کتاب مقاومت شکننده­ی جان فورانباشد که موضوع را از دیدگاه‌های مختلفی مانند وجه تولید، تأثیر متقابل آن‌ها و محیط بر یکدیگر، ارتباط با بازرگانان محلی، روابط سیاسی با حکومت و طبقات اجتماعی بررسی کرده است[67]. بررسی موردی ایلات از نظر ساختار تاریخی و جامعه‌شناسی با یکدیگر و تطبیق آن‌ها می‌تواند مورد توجه مورخان جامعه‌شناس قرار گیرد، هرچند به نظر می‌رسد تاریخ محلي­کاران بهتر بتوانند در این حوزه قدم بردارند. ممكن است ايجاد چند واحد درسي در گروه‌هاي تاريخ، خصوصاً در مناطقي كه ايلات و عشاير وجود دارد، بتواند گامي مثبت در جهت دخالت بيشتر دانشگاه‌ها در اين حوزه تلقي گردد، اما به خاطر ماهيت اين حوزه­ی مطالعاتي و استفاده از تمامي ظرفيت‌هاي موجود در علوم انساني، ايجاد دپارتماني متشكل از گروه‌هاي تاريخ، جامعه‌شناسي، علوم اجتماعي، جغرافيا و حتي اقتصاد نيز براي انجام تحقيقات بيشتر در اين زمينه ضروري است، تا بتواند موضوعات زيادي را كه تاكنون به آن پرداخته نشده، پوشش دهد. برخی از این موضوعات عبارتند از: جامعه‌شناسی تاریخی، سنت و مدرنیسم در ایلات و عشایر، ارتباط بین دوره‌های تاریخی و تغییرات در ساختار اجتماعی ایلات، تغییرات در ساختار جامعه ایلی بعد از اجبار به یکجانشینی، تفاوت تحقیقات در حوزه بینش ایلی و طائفه‌ای در مناطق مختلف، تأثیر محیط بر ساختار‌های اجتماعی ایلات در مناطق مختلف (جغرافیای تاریخی)، تأثير حوادث تاریخی بر تغییرات در ساختار ایلات، انجام پژوهش‌هاي سندي بر روي ايلات، استفاده از تاريخ شفاهي در مستند كردن جنبه‌هاي مختلف در اين حوزه، بررسي شهرهايي كه ساختار ايلي و عشایري دارند، توجه به ايلات و طوايف ناشناخته در كشور و بررسي اختلاط‌هاي قومي و نژادي. این موضوعات می‌تواند به صورت پژوهش‌هاي تك­نگاري يا اشتراك متخصصان حوزه‌هاي مختلف انجام پذیرد.

[1] . مکتب آنال: شيوه تاريخ و تاريخ‌نگاري ساختاري معاصر ؛ ترجمه و نوشته نسرين جهانگرد.- تهران: جامي، 1378،ص65.

[2] . همان،ص16

[3] . گري جي. هميلتون و ديگران؛ تاريخنگاري و جامعه‌شناسي تاريخي،  ترجمه هاشم آقاجري.- تهران: کوير، 1385،ص 141‎

 

[4] . ابوالفضل رضوي،درك بين رشته‌اي در تاريخ، تاريخنگاري و جامعه‌شناسي تاريخي،ص199.

[5] . www.zamaneh.info/articles/999.htm

[6] . همان،ص223

[7] . همان،194

[8] . همان،197

[9] . John H. Goldthorpe,” The Uses of History in Sociology: Reflections on Some Recent Tendencies” The British Journal of Sociology, Vol. 42, No. 2 (Jun., 1991), p225

[10] . H.Spencer,AnAutobiograpLhoyn, -don, Williamsa nd Norgate, 1904, vol. 2,p.185 and E.s.sayo.sn Education,L ondon,

Dent,1861, new ed. l911, p. 29 came in John H. Goldthorpe,” The Uses of History in Sociology,p218

[11] . John H. Goldthorpe,” The Uses of History in Sociology: Reflections on Some Recent Tendencies”,p213

[12] . Idiographic

[13] . Nomothic

[14] . ohn H. Goldthorpe,” The Uses of History in Sociology: Reflections on Some Recent Tendencies”,p214

[15] . P. Abrams, Histoncal SociologR,Bath, Open Books, 1980, p. x; A.Giddens,C entralP roblemsin Social Theory,

London,M acmillan1, 979,p. 230.came in john H. Goldthorpe,” The Uses of History in Sociology: Reflections on Some Recent Tendencies”,213

[16] . طیبی، حشمت­الله؛ مباني جامعه‌شناسي و مردم‌شناسي ايلات و عشاير؛ تهران: دانشگاه تهران، 1371،ص8

[17] . همان،ص10

[18] . فيلبرگ، ايل پاپي: کوچ‌نشينان شمال غرب ايران، ترجمه اصغر کريمي.- تهران: فرهنگسرا، 1369‎

[19] . بارث، فردريک، ايل باصري، ترجمه کاظم وديعي.- تهران: دانشگاه تهران،1343

[20] . پاپلی یزدی، محمدحسين؛  کوچ‌نشيني در شمال خراسان، مترجم اصغر کريمي.- تهران: آستان قدس رضوي، مؤسسه چاپ و انتشارات، 1371

[21] . یودیگار، ژان پير، فنون کوچ‌نشينان بختياري، ترجمه اصغر کريمي.- مشهد: آستان قدس رضوي، معاونت فرهنگي،9 136‎

[22] . افشار نادری، نادر، مونوگرافي ايل بهمئي،.- تهران: دانشگاه تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي بخش تحقيقات عشايري، 1347

[23] . اسکندری نیا، ابراهيم، ساختار سازمان ايلات و شيوه معيشت عشاير آذربايجان غربي؛ با مقدمه مسعود منصوري. اروميه: انزلي، 1366‎

[24] . غلامحسین­پور، جلال، جامعه‌شناسي خانواده و ازدواج در ايلات و عشاير، مطالعه‌ي موردي ايل قشقايي شيراز: ايلاف، 1386‎

[25] . آشفته تهران، امیر؛ جامعه‌شناسي ايلات و عشاير (رشته علوم اجتماعي)؛  تهران: دانشگاه پيام نور،1374

[26] . حسنی، عطاأالله؛ تاريخ فرهنگي ايل شاهسون بغدادي؛ تهران: ايل شاهسون بغدادي،1381

[27] . بلوکباشی، علي؛ جامعه ايلي در ايران، تهران: دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، 1382‎

[28] . سرلک، رضا؛، آداب و رسوم و فرهنگ عامه ايل بختياري چهارلنگ به انضمام پيشه‌هاي مهم و نام گياهان، تهران: طهوري، 1385‎

[29] . دانشور قشقائی، نوذر؛ نغمه‌هاي ايل قشقائي منتخبي از اشعار ترکي شعراي معاصر قشقايي؛ شيراز: نويد، 1371‎

[30] . عبدلی کلوردی، علي؛ نظري به جامعه عشايري تالش، تهران: اطلاعات، 1371‎

[31] . سهرابی، علی؛ آموزش و پرورش در عشاير ايران، شيراز: نويد شيراز،  1387‎.

[32] . برادبورد، دانيل؛ روابط مهم خويشاوندي، طبقه و تضاد در ميان عشاير کماچي: پژوهشي مردم‌شناسانه در تاريخ اقتصادي کرمان و عشاير آن؛ مترجمان: رويا اخلاص‌پور، سيامک زند رضوي.- کرمان: دانشگاه شهيد باهنر کرمان، 1384‎

[33] . بهمن بیگی، محمدبهمن؛ عرف و عادت در عشاير فارس، تهران: بنگاه آذر، 1324‎

[34] . غفاری، هيبت‌الله؛ ساختارهاي اجتماعي عشاير بويراحمد، تهران: نشر ني، ‎34-

[35] . حسینی، نورمحمد؛ امام و عشاير ويژه همايش علمي و فرهنگي امام و عشاير، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان کهگيلويه و بوير احمد؛ تنظيم نورمحمد حسيني سوق… [و ديگران].- تهران: انديشه،

[36] . آل‌اسحق خوئيني، علی؛  ايديولوژي در سنگر بسيج عشایر دزفول (كتاب مشخصات كامل ندارد)

[37] . اسکندري‌نيا، ابراهیم؛ ساختار سازمان ايلات و شيوه معيشت عشاير آذربايجان غربي، با مقدمه مسعود منصوري، اروميه،1366 ‎

[38] . مشیری، رحيم و نصرالله مولايي هشجين؛ درآمدي بر اقتصاد کوچ‌نشيان ايران، تهران، نشر قومس، 1379

[39] . پژوهشي درباره ويژگي‌هاي اجتماعي‌ـ اقتصادي لرکي‌هاي ساکن خوزستان، فرهنگ ارشاد، اهواز: دانشگاه شهيد چمران: دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعي، 1367‎

[40] . مشیری، رحيم؛ جغرافياي کوچ نشيني (رشته جغرافيا)، تهران، دانشگاه پيام نور، 1383

[41] . رضواني گيل کلائي، مجتبی؛ پويش انسان در جغرافيا (مطالعه موردي ايل خزعل)؛ تهران، اميرکبير، ‎۱۳۷۷

[42] . مشیری، رحيم و نصرالله مولايي؛ هشجين اقتصاد کوچ نشينان (رشته جغرافيا)، تهران،دانشگاه پيام نور،1376 ‎

[43] . کیاوند، عزيز؛ (رخش خورشيد)، حکومت، سياست و عشاير؛  تهران،عشايري، 1368

[44] . نقیب­زاده، احمد؛ دولت رضا شاه و نظام ايلي (تأثير ساختار دولت قدرت گرايي رضا شاه بر نفوذ قبايل و عشاير، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، 1379‎۱۳۷۹

[45] . خسروی، عبدالعلي؛ فرهنگ سياسي عشاير جنوب ايران، اصفهان: شهسواري، 1381

[46] . حیدری، حجت‌اله؛ ايل حسنوند، خرم‌آباد: افلاک، 1381‎

[47] . یوسفی، مسعود؛ ايل کوليوند: شامل طوايف کرمعلي، فلک الدين، کوليوند دوم و طايفه قلايي، کوشش.- خرم آباد: افلاک، 1382

[48] . گالت، چارلز الکساندر [و ديگران]، ايل بختياري، به ترجمه و کوشش کاوه بيات، محمود طاهر احمدي، تهران، پرديس دانش، شرکت نشر و پژوهش شيرازه کتاب، 1387

[49] . جمشیدی، گودرز؛ پژوهشي بر ايل باشت باوي، ويراستار محمد نادري دره‌شوري، شيراز، کيان نشر، ‎۱۳۸۱.

[50] . نجفی، علي محمد؛ بزرگان ايل عرب و ايلات (اينالو، باصري، بهارلو و نفر)، قم، ائمه، 1385

[51] .  افشار سيستاني، ایرج؛  عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان، تهران، مؤسسه انتشاراتي و آموزشي نسل دانش، 1370

[52] . عزيزي بني­طرف، یوسف؛ قبايل و عشاير عرب خوزستان با نگاهي به آيين فصل، شعر، هنر و تاريخ، تهران: عزيزي بني طرف، 1372

[53] . شاه‌حسيني، علیرضا و عنايت‌الله رنجبر، ايل‌ها و عشاير استان سمنان، اتحاديه تعاوني‌هاي عشايري استان سمنان، 1378

[54] . امير شرف خان بدليسي، شرفنامه، تاريخ مفصل کردستان، با مقدمه و تعليقات و فهارسي بقلم محمد عباسي، تهران،علمي

[55] . سنندجی، شکرالله؛ (فخرالکتاب)،تحفه ناصري در تاريخ جغرافياي کردستان بانضمام پنج مقاله درباره قبايل کرد، با مقابله و تصحيح حواشي و تعليقات از حشمت‌الله طبيبي،تهران، اميرکبير، 1366‎

[56] . لسان السلطنه سپهر، تاريخ بختياري، تهران، انتشارات يساولي( فرهنگسرا)، 1363‎۱۳۶۳.

[57] . بیات، کاوه؛ شورش عشايري فارس، تهران، نقره،1365

[58] . کیانی، منوچهر؛ تاريخ مبارزات مردم ايل قشقايي از صفويه تا پهلوي، شيراز: کيان نشر، 1380‎

[59] . ایرجی، ناصر؛ ايل قشقايي در جنگ جهاني اول؛ تهران: مؤسسه نشر و پژوهش شيرازه، 1378‎

[60] . ميرنيا، هلی؛ پژوهشي در شناخت ايل‌ها و طايفه‌هاي عشايري خراسان و نقش سياسي روساي ايل‌هاي بزرگ در امور کشور، و روابط آن‌ها با حکومت‌ها و استعمارگران، تهران، موسسه انتشاراتي و آموزشي نسل دانش، 1369.

[61] . شریفی، احمد؛ عشاير بارزاني: شرح زندگي اجتماعي و سياسي عشاير (بارزاني) و رهبر آن‌ها، [- ‎۱۳].

[62] . نصيري طيبي، منصور؛ نهضت جنوب: فارس، قشقايي و غائله آذربايجان، تهران، نشر و پژوهش شيرازه، ‎۱۳۸۱.

[63] . اکبری، حامد؛ مصدق و عشاير (قشقايي، بويراحمد، ممسني، کهگيلويه)، شيراز، نويد شيراز،1388

[64] . یوسفی، امرالله؛ قشقايي در گذر تاريخ صولت‌الدوله قشقايي، اياز کاپيتان‌کش، جنگ کامفيروز، جنگ سميرم، شيراز، تخت جمشيد، 1380.

[65] . میرزایی دره­شوری، غلامرضا؛ قشقايي‌ها و مبارزات مردم جنوب؛ تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامي، 1381

[66] . سیاهپور، کشواد؛ قيام عشاير جنوب، تهران، موسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي، ‎ (۱۳۴۳ -1341 )،1388

[67] . فوران، جان؛ مقاومت شکننده تاريخ تحولات اجتماعي ايران از 1500ميلادي مطابق با سال879شمسي تا انقلاب، ترجمه احمد تدين.- تهران، موسسه فرهنگي رسا، 1377

منبع: کتاب ماه تاریخ و جغرافیا شماره 142 اسفند 88

 

اخبار مرتبط



آخرین اخبار