فریدون فاطمی زاده

رئیس اسبق اداره آموزش و پرورش دهدشت

نیم قرن کلاس و درس

ابیات و جملات را چنان با صدای گرم و پرحرارت و رسا و با سوز و شوق و با لهجه شیرین می خواند و تشریح و تحلیل می کرد که هرکه هم نمی خواست و علاقه مند نبود، راه می افتاد و جام وجودش از شراب ادبیات لبریز می شد

*مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین پایگاه خبری تحلیلی دنانیوز است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست؛ می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید.

نیم قرن کلاس ودرس
نیم قرن عشق ورزی

همین که صحبت از نیم قرن تدریش شود، همگان او را می شناسند، چه جوانانی که امروز شیفته درس ادبیاتند و چه میانسالانی که پنجاه سال پیش پا به مدرسه نهاده اند. به هرحال در بین شاگردانش همه سن و همه شغل می توان دید. وجودش گرمی بخش و موتور محرکه محافل تحصیلی دیروز و امروز بود و شاید اگر بیماری و… می گذاشت هنوز هم می خواست ادامه دهد. فراوان شاگردانی را که با سوز ادبی خود گرم کرد تا در دوران غربت علم و دانشگاه و محرومیت و نداری، پزشک و مهندس و معلم و… شوند. و به اذعان همه، در روزهایی که نه کلاس کنکور بود و نه تدریس خصوصی، نقشی بی بدیل در راهیابی دانش آموزان شهرستان و به ویژه سوق، به دانشگاه داشت. روزهایی که با اعلام نتیجه کنکور، شهر سوق، افتخار می آفرید. و روزهایی که قبولی پزشکی و مهندسی کاری سترگ و نام آور بود.

ابیات و جملات را چنان با صدای گرم و پرحرارت و رسا و با سوز و شوق و با لهجه شیرین می خواند و تشریح و تحلیل می کرد که هرکه هم نمی خواست و علاقه مند نبود، راه می افتاد و جام وجودش از شراب ادبیات لبریز می شد. تسلطش بر مفاهیم و نکته گویی هایش، کاری می کرد که دانش آموزانش کلاس ادبیات را بر هر درسی ترجیح دهند.

دیشب به بهانه هفته معلم به اتفاق تنی چند از همکاران گرانقدرم به دیدارش رفتیم. ساعتی در حضورش نشستیم. هنوز هم -شکرخدا- سرحال و با روحیه بود.
احساس می کردی هنوز نشاط کلاس رفتن و درس گفتن در چهره اش هویداست. ساعتی با استاد فتاح شفیعی نشستیم. از خاطرات دوران دور و دراز خود گفت. از تدریس در مدارس مهاباد تا خاطرات مدارس عشایری و زنده یاد بهمن بیگی. از نیم قرن تدریسش گفت و اینکه به قول خودش همیشه دعا می کرد خدا عمرش دهد تا رکورد تدریس ۵۰ ساله را بزند و خدا را سپاس که نیم قرن روشنایی بخشید.

از ثبت خاطراتش پرسیدیم، فرمود درصددم که در خلال وصیت نامه ام آن ها را بیاورم. خاطراتی که قطعا تجربه ای گرانسنگ برای معلمان امروز و آینده است. و ای کاش این کار هرچه زودتر بشود. به دوستان گفتم امشب از حقوق و دریافتی و.‌…. سخنی نگوییم تا شیرینی این شب با غم نان و تداعی بی مهری ها تلخ نشود. اما، مگر درد قدرنشناسی دست از سرمان برمی دارد. به ویژه این قدر نشناسی در حق معلمان بازنشسته ای که جوانی خود را در کلاس و درس به پیری رساندند و اکنون که باید ایام تفریح و مشاوره دادنشان باشد، باید روز از نو روزی از نو در تلاش معاش باشند. و این شعر شهریار را زمزمه کنندکه:

از زندگانی ام گله دارد جوانی ام/شرمنده جوانی ازین زندگانی ام.

دیداری دلنشین و زیبا بود ولی این ابیات “بوستان سعدی” که وظیفه دولتمردان را در قبال این سرمایه های انسانی مشخص می کند ،برایم تداعی شدکه:
قدیمان خود را بیفزای قدر/که هرگز نیاید ز پرورده غدر

چو خدمتگزاریت گردد کهن /حق سالیانش فرامش مکن

گر او را هرم دست خدمت ببست/ تو را بر کرم همچنان دست هست

شنیدم که شاپور دم در کشید / چو خسرو به رسمش قلم درکشید

چو شد حالش از بینوایی تباه/نبشت این حکایت به نزدیک شاه

چو بذل تو کردم جوانی خویش /به هنگام پیری مرانم ز پیش

زنده باشد وپایدار.

انتهای پیام/

نظرات کاربران

  • توصیه ی اخلاقی و حقوقی

    نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا،نشر اکاذیب و تهمت و ... منتشر نمی شود

تبلیغات
تبلیغات

گزارش تصویری

نظر سنجی

نظر شما در مورد سایت چیست؟

View Results

Loading ... Loading ...
یاسوج
٣٧(°C)
وزش باد ٧(mph)
فشار ٢۴.٠٠(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 8-Very High
رطوبت ٢۴.٠٠(in)

تقویم شمسی

اردیبهشت ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« فروردین   خرداد »
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰۳۱