رسول سروش نیا

دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی عمران

نگاهی که هست….نگاهی که باید باشد

مگر در مقابل جبهه ی گسترده ی باطل و ظالم کنونی که تمام امکانات خود را برای کم ارزش کردن آرمان های ارزشمند اسلام حقیقی – که در راس همه ی آنها، عدالت است – می توان بدون جبهه مبارزه کرد؟ پس چرا در اطراف خود و مجموعه ی خود حصار می کشیم و نمی توانیم با هم و در کنار هم، و در یک جبهه ی واحد باشیم؟ …

بحثی پیرامون نگاه حاکم بر مجموعه های فرهنگی، لزوم کار تشکیلاتی، و اخلاق در تشکیلات

 

آقا آدم خوب کجا پیدا می شود؟ البته در تشکیلات ما ! بیرون چطور؟ خبری نیست! آقا اندیشه ی خوب کجا پیدا می شود؟ اگر بخواهی سراغش را بگیری، بیا همین جا ! آن طرف تر چطور؟ خبری نیست! آقا برنامه ریزی خوب کجا پیدا می شود؟ فقط بین ما ! آن طرف تر چطور؟ خبری نیست! آقا اخلاص در نیت، کجا پیدا می شود؟ درست آمده ای! دیگران چطور؟ سخت در اشتباه اند!

همه ی ما راحت حرف می زنیم. حتی از دست نیافتنی ترین و عجیب ترین چیزها. طوری لفظ را به خدمت می گیریم که معنا در حیرت می ماند از این همه هیاهو! به خاطر دارم در یکی از کتاب های شهید آوینی، مقاله ای می خواندم با عنوان “یک هشدار”. اما از آن مقاله همین قدر به خاطر دارم که آوینی از خیلی ها ناراحت بود. از این که دشمنان ما، بیشتر و بهتر از خود ما انقلاب اسلامی ما را فهمیده اند؛ از بی تفاوتی ها و سطحی نگری ها دل پری داشت. آن روز دریافتم که دنیای هر کس، به نگاه او بستگی دارد. به این که او چگونه به دنیا می نگرد و در آن به دنبال چیست. آن روز فهمیدم که آبشار، یک کودک بازیگوش را خیس می کند، اما یک نقاش را برای ساختن تصویری بدیع، الهام می بخشد و این تمام ماجرای انقلاب ما بود. و این نگاه آوینی بود که مرا از لاک خود بیرون آورد. چرا که با این توصیف آوینی بود که منظور سلمان هراتی را دریافتم. آنجا که می گفت” با این همه تفاوت، مگر می توان بی تفاوت ماند؟ “. راستی! نام کتاب، “حلزون های خانه به دوش بود”

هر چه فکر می کنم نمی دانم چه مساله ای است که با این همه مجموعه ی فرهنگی که پس از انقلاب در کشور تشکیل شدند و شروع به کار کردند و کارهای بسیار زیادی هم انجام شده است، باز نتیجه ی چندانی نگرفته ایم! چرا هر مجموعه ای ساز خودش را می زند و تنها خودش را بر حق می داند؟ چرا هر مجموعه ی جدیدی تشکیل می شود، می خواهد از صفر شروع کند؟ پس این جبهه ی فرهنگی انقلاب که گفته می شود و هی تکرار می شود کی و چگونه تحقق خواهد یافت؟ و اصلا” لازمه ی تحققش چیست؟ شاید گله کنی که این ها همه حرف اند و باد هوا. بدون هیچ سند و مدرکی! این را هم بگذار به حساب اینکه من در مسیری که این مجموعه های فرهنگی طی کرده اند، عابری بیش نبوده ام و این خصوصیت عابر است که چیزهایی را روایت می کند که دیده است. و بر اساس همین دیده ها، بسیاری از این مجموعه ها را همچون حلزون هایی خانه به دوش می بینم که هدف را گم کرده اند.

قرآن می فرماید ” قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَهٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَ فُرَادَى” کلمه ی “مثنی” قبل از “فرادی” آمده است و این یعنی خداوند وقتی ما را دعوت به حرکت و قیام می کند، اول توصیه به کار جمعی می کند و بعد می گوید که اگر کسی همراهی تان نکرد و تنها بودید، باز هم ناامید نشوید. ولی هیچ کس حق ندارد تنهایی ادامه دهد. کسانی که تنهایی شروع می کنند باید در ادامه افرادی را با خود همراه کنند. در دعای ابوحمزه آمده است “انا القلیل ا لذی کثرته” یعنی من، آن کمی هستم که تو مرا پرشمار گردانیدی. و این در واقع لطف پروردگار است که کسانی که شروع به کار برای خدا کنند، تنها نخواهند ماند. نه تنها خود، تنها نخواهد ماند که به همراه همراهانش در مسیر پیش رو تنها نخواهد ماند. چرا که خداوند وعده داده است که “وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا ….در این درگاه حافظ را چو می خوانند، می رانند. کارها گاهی فردی است و گاهی جمعی. در کار جمعی، عده ای با برنامه و نظم در کنار هم قرار می گیرند و برای هدفی فعالیت می کنند. اما نمی توان هر جمعی را تشکیلات نامید. کار تشکیلاتی، معنایی پیچیده تر از کار گروهی و جمعی دارد. تشکل صرفا” یک اسم نیست.  یک مسمی است. تشکل، دارای مراحل، مراتب، و درجاتی است و هر مرحله و مرتبه اش، لوازمی دارد. مردم در پرتو اعتقاد به اسلام ناب، و تقدم آن بر هر مکتب دیگر و اعتقاد به رهبری امام رحمت الله علیه، متشکل شدند. این تشکل یک واقعیت بود که در سایه ی آن، بخش عظیمی از جامعه ی ما شکل و سامان گرفت.

تشکل یعنی مجموعه ای از افراد که بر اساس آرمان، ایمان، و نقطه نظرهای مشترک گرد هم بیایند تا جماعت شوند. چرا که می دانند دست خدا با جماعت است. جماعتی شوند برای رشد استعدادها، اخلاق و شناخت انسان های کارآمد آینده و تربیت آنها و تهیه ی برنامه ها و قبول مسئولیت اجرای هموارتر برنامه ها. تشکل، وسیله ای برای خودسازی بیشتر، و بهتر انجام دادن مسئولیت هاست. در تشکل است که شبکه ای از افراد متخصص و نخبه در زمینه های گوناگون شکل می گیرد. کار تشکیلاتی، ظرفیت بسیار بالاتری نسبت به کار فردی و حتی کار گروهی دارد و به محتوای کارها، عمق، وسعت، و نظم بیشتری خواهد داد. ما برای این که بتوانیم کارهای بزرگی انجام دهیم، باید متشکل باشیم. رابطه های ایمانی و اعتقادی و عملی دیمی سازمان نیافته، برای رسیدن به بخشی از اهداف و تحقق بخشیدن به قسمتی از مراحل یک انقلاب می تواند کافی باشد، اما برای رسیدن به بخشی دیگر از اهداف و تحقق بخشیدن به آن قسمت دیگر از آرمان های یک انقلاب کافی نیست. ما در پرتو اعتقاد به اسلام و اعتقاد به وظایف اسلامی خود در صدد انقلاب برآمدیم. انقلابی که امام خمینی رحمت الله علیه،  آن را قیام اسلام ناب، علیه اسلام آمریکایی می خواند و می گوید ” انقلاب ما، قیام علیه ظلم و تحجر بود” آری….اسلام متحجرانه، اسلامی است که در آن بخشی از دین را می پذیری و انجام می دهی و بخشی دیگر را رها می کنی یا بخشی را که می پذیری، ضریب مناسب را به آن نمی دهی. احکام و تعالیم فردی را تمام و کمال به جا می آوری و احکام و تعالیم اجتماعی را رها می کنی. اسلام را به حدود فردی خود محدود و جامعه را به حال خود رها کرده ایم. فقط حواسمان به خودمان است که نمازمان را سر وقت و درست بخوانیم، روزه مان را هم بگیریم، حج مان را هم برویم و تلاش کنیم که نگاه حرام هم نداشته باشیم. اما آیا همان قرآنی که توصیه ی به این ها کرده، به دقت در وضع معیشتی همسایگان توصیه نکرده است و مگر پیامبر نفرموده است که کسی که شب را با شکم سیر بخوابد در حالی که همسایه اش گرسنه باشد، از ما نیست. مگر حضرت امیر علیه السلام به عثمان بن حنیف که دعوت اشراف را پذیرفته بود نفرمود که گمان نمی کردم دعوت بر سفره ای را بپذیری که فقرا و مستمندان بر آن جایی ندارند. و آیا چنین الگوهایی برای ما نبوده است؟ آیا چنین الگوهایی کهنگی خواهد داشت؟ و آیا چنین سنتی، در حوزه ی فردی خلاصه خواهد شد؟ باید بدانیم که اسلام، زن و مرد مسلمانی را می خواهد که نه فقط مراقب مسلمان بودن و مسلمان ماندن خویش هستند، بلکه مراقب مسلمان بودن و مسلمان ماندن، و مسلمان تر شدن محیط اجتماعی هم هستند.

صاحبدلی به مدرسه آمد، ز خانقاه                 بشکست عهد صحبت اهل طریق را

گفتند میان آن و این، چه فرق بود                 تا برگزیدی از آن، این فریق را

گفت آن گلیم خویش بیرون می برد ز آب         وین سعی می کند که بگیرد غریق را

و شاید این همه تاکید بر جماعت، در اسلام، به دلیل همین وابستگی و ارتباط سرنوشت افراد یک جامعه است. در دعای ارزشمند زیارت عاشورا می بینیم که همان گونه که قاتلین امام حسین علیه السلام لعن می شوند، کسانی که حتی اسبی را برای نبرد با ایشان برای دشمنان ایشان زین کرده اند، همان گونه لعن می شوند. و مگر نفرموده اند که کل یوم عاشورا…..و آیا برداشتی جز این می توان داشت که نبرد حق و باطل، مسیری است به درازای تاریخ؟ و آیا نباید دقت کنیم و از خود بپرسیم که در این نبرد تمام عیار و سرنوشت ساز، اسب کدام لشکر را زین می نهیم؟ باید از خود بپرسیم چرا پس از گذشت ۳۷ سال از انقلاب اسلامی، این همه کار روی زمین مانده است؟ کارهایی که باید سال ها پیش انجام می دادیم. پس این همه هیئت ها و تشکل های ما در این سال ها چگونه و با چه نگاهی به انقلاب اسلامی نگریسته اند؟ آیا ۲۲ بهمن ۵۷ روز شروع(ایجاد) انقلاب بود؟ یا روز پایان(پیروزی نهایی) انقلاب، که کارهای اساسی مورد نیازی چون تربیت و پرورش نیروهای متخصص و متعهد انقلابی را نادیده گرفتیم و تنها به جمع شدن تعدادی جوان در مجموعه ی خود و نماز جماعت خواندن و زیارت عاشورا گرفتن بسنده کردیم!

مگر در مقابل جبهه ی گسترده ی باطل و ظالم کنونی که تمام امکانات خود را برای کم ارزش کردن آرمان های ارزشمند اسلام حقیقی – که در راس همه ی آنها، عدالت است – می توان بدون جبهه مبارزه کرد؟ پس چرا در اطراف خود و مجموعه ی خود حصار می کشیم و نمی توانیم با هم و در کنار هم، و در یک جبهه ی واحد باشیم؟ مگر نفرموده اند که اگر تمامی پیامبران – از آدم تا خاتم – در کنار هم قرار بگیرند دچار اختلاف نخواهند شد؟ حالا این چه نگاهی است میان ما، که وقتی کاری را خودمان انجام می دهیم، کار باارزشی است و هنگامی که همان کار را دیگران انجام می دهند، کار بی ارزشی می شود؟ مگر آرمان خواهی و عدالت خواهی این گونه است؟ در نگاه توحیدی و عدالت محور، اصل بر این است که با همان ترازویی که خوبی ها و بدی های خود را می سنجیم، با همان ترازو خوبی ها و بدی های دیگران را بسنجیم. معیار سنجش را نباید تغییر داد. متری در دست گرفته ایم که وقتی آن طرف می رود، یک متر را صد متر نشان می دهد و وقتی طرف خودمان می آید، یک متر را، یک میلی متر نشان می دهد. چنین نگاهی نمی تواند ادعای توحیدی بودن و عدالت خواهی داشته باشد. چنین نگاهی، نگاه یک انسان و یا تشکل خودپرست است، نه انسان و تشکل خداپرست. باید به یاد داشته باشیم که محور کارهای ما، قرآن، می فرماید ” رحماء بینهم”. معنای امروزی این تعبیر زیبا، همان وفاق است. آنچه این روزها در گفتارها زیاد می شنویم و در رفتارها، کمتر می بینیم. معنای وفاق این است که نسبت به هم خوش بین باشیم و همدیگر را تحمل کنیم. در جهت ترسیم هدف های والا و عالی، و برای رسیدن به آنها، به یکدیگر کمک کنیم و از ایجاد تشنج، بداخلاقی، درگیری، اهانت و متهم کردن بپرهیزیم. آن جایی که انسان ها را به هم نزدیک می کند یا از هم دور می کند، اصول و مبانی معرفتی است، نه سلیقه های شخصی. اگر غیر از این شد، آرمان خواه نبوده ایم….آرم خواه بوده ایم!

آری….مسیر انقلاب پایان ناپذیر ما، چنین مسیری است. اصلا” یکی از ویژگی های منحصر به فرد و قابل ستایش انقلاب اسلامی ما که آن را از سایر انقلاب ها متمایز می کند، حرکت یکپارچه ی ملی از تمام اقشار و طبقات جامعه است که با هدف احیای هویت فرهنگی ایران به وقوع پیوست. در واقع انقلاب اسلامی، نه حرکت منفعت طلبانه ی یک طبقه از جامعه، که یک رستاخیز عظیم ملی با ماهیتی متعالی بود. چنان که میشل فوکو، اندیشمند پست مدرن فرانسوی، در بازدیدی که در روزهای وقوع انقلاب از ایران داشت، این حقیقت را این گونه بیان می کند: این انقلاب با انگیزه های مادی و اقتصادی صورت نگرفته و یکی از دلایل این ادعا، گستردگی این حرکت انقلابی است که در آن، همه ی یک ملت حضور دارند. وی می گوید که ملت ایران، قصد و اراده ی آغازی نوین داشتند که بتوانند در آن، به آزمون دوباره ی یک تجربه ی معنویت گرایانه بپردازند که بالقوه در بطن اسلام شیعی آنها موجود بود.

آری….میشل فوکو انقلاب ما را، یک آغاز می داند. و چه زیبا و دقیق معنای انقلاب ما را فهمید….چرا که تفکر انقلابی، معطوف به حرکت و آینده است. اما آغازی برای کدام مسیر؟ مسیری که به ظهور امام عصر علیه السلام منتهی خواهد شد. اما برای طی چنین مسیری، جبهه ی فرهنگی انقلاب باید مبنایش روشن باشد. و چنین جبهه و حرکتی زمانی شکل خواهد گرفت که ما و تشکیلات ما، به اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی معتقد باشد. آن اسلام و انقلاب آمده است برای جامعه تعیین تکلیف بکند، نه صرفا” برای فرد. آمده است واجبات اجتماعی را در جامعه احیا بکند، نه صرفا” واجبات فردی را. اگر این اتفاق بیفتد آن موقع ما مجبور هستیم شکل حرکت مان را طوری تنظیم کنیم که در اختیار آن هدف قرار بگیرد. وقتی در چنین مسیری باشیم و چنان هدفی داشته باشیم، از ابزارها و امکاناتی که در اختیار داریم خوب استفاده می کنیم. چرا که می دانیم کار فرهنگی و تشکیلاتی، خودش هدف نیست. بلکه معطوف به تحقق یک سری اهداف در بیرون است. اگر این کار فرهنگی که تشکل ما انجام می دهد، گوشه ای از ناهنجاری های داخل جامعه را اصلاح کرد و مفسدین و ظالمین را به لرزه انداخت، کار فرهنگی ما در راستای تحقق عدالت بوده و درست است. آری….آن زیارت عاشورایی ارزشمند است که در خدمت مفهوم عاشورا باشد و الا خودش می شود ضد عاشورا !

اما بدانیم کار تشکیلاتی کردن و تشکل داشتن کافی نیست. در یک تشکل، محور و مبنای استمرار، ایثار و فداکاری است. همان گونه که در جبهه ی فرهنگی انقلاب، هر تشکل باید مثل یک حبه ی قند برای شیرین کردن لیوان چای باشد، در هر تشکل هم هر یک از افراد باید همین وضعیت را داشته باشند. خصوصیت قند این است که خودش در چای حل می شود و نهایت اثربخشی خود را دارد. یعنی شیرین شدن چای، به خاطر همان قندی است که حل شده و دیگر پیدایش نیست. اخلاق تشکیلاتی یعنی موثرترین و بی نام و نشان ترین….تاثیر گذارترین و کم تبلیغات ترین….یعنی انسان دریک تشکیلات، مثل گریس لای چرخ دنده ها شود که چرخ دنده ها را نرم می کند تا بچرخند و با هم درگیر شوند و در نهایت هم گریس بخار می شود و اثری از آن باقی نمی ماند. اخلاق تشکیلاتی یعنی کمک کنیم به روان تر شدن، اثر گذارتر شدن، و پر برکت تر شدن مجموعه، و در عین حال دنبال شهره کردن خود نباشیم. و در یک جمله، تشکیلات و اخلاق تشکیلاتی یعنی به دنبال آرمان بودن و دنبال آرم نبودن….!

اسب سخن بیش مران، در ره جان گرد مکن…..

نظرات کاربران

  • عرفان1999 ۱۴:۰۸ دوشنبه, ۳۰ شهریور, ۱۳۹۴

    با عرض سلام خدمت اقای سروش. مطلبتون جالب بود و نمکی بر زخم هایمان پاشیدید. مجموعه هایی که در کشور ما داعیه دار کارفرهنگی و انقلابی هستندبه خصوص حوزه های علمیه تعریف صحیحی از فرهنگ ندارند لذا نهایت کارشان برگزاری روضه و سینه زنی و تولید مبلغ مذهبی است در صورتی که فرهنگ در دایره گسترده ای از هنر تا ادبیات و سبک زندگی و…قرار می گیرد و این مجموعه ها چون خودشان را نماینده خدا در زمین می دانند با مخالفان و منتقدان شیوه های کاری خود مثل مخالفان خداوند و مشرکین و کفار برخورد می کنند و از انجا که توانایی ارتباط با منتقد را ندارند نمی توانند در یک تشکل منسجم و همگانی عمل کنند. همچنین بعضی از این مجموعه ها دچار سکولاریزم پنهان شدند یعنی در عمل صرفا اسلام فردی را ترویج می دهند اما در حرف مدعی نایب امام زمان و سربازان قائم و تلاشگران انقلاب هستند در صورتی که نه مفهوم انقلاب و نه مفهوم فرهنگ را نفهمیده اند پس کسانی و مجموعه هایی که تعریف ناقصی از انقلاب و فرهنگ دارند ورودشان به هر دو مقوله بسیار خطرناک و افت زا می باشد. مسئولین ما در۳۷سال بعد از انقلاب چنان بد و ضد انقلاب اسلامی عمل کردند و فساد و رانت و رشوه و ربا و …ایجاد کردند که ما ناچاریم که انقلاب اسلامی را از جمهوری اسلامی تفکیک نماییم. قشر دغدغه مند انقلاب اسلامی به معنی واقعی کلمه امروز باید این مجموعه های فرهنگی و انقلابی پرادعا و عملا بیکار را استیضاح کند و از ان ها به خاطر۳۷سال فرصتی که داشتند و کاری نکردند پرسش نماید. ما اگر مسیر انقلاب را درست می پیمودیم امروز هر شهر ما به جای این مجموعه های بی خاصیت که نامشان را می دانم و می دانید باید یک حسینیه ارشاد سرشاز از گفتگو و مناظره در مبانی انقلاب اسلامی داشتیم.

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 21 Thumb down 0

    پاسخ دادن
    • سیروس ۱۳:۴۷ سه شنبه, ۳۱ شهریور, ۱۳۹۴

      موافقم.. اما مخالف بیکار کردن هستیم چرا با این نوع نگرش در دام همان نگرشی هستیم که می گویید آنها به غیر خود را برنمی تابند.. باید با مدارا و برادری بگوییم همه ی ما یکی هستیم… باید بگوییم نقد درون گفتمانی می کنیم.. بگوییم نقددرون گفتمانی یعنی چه؟ تفهیم کنیم.. روش های غلط فرهنگی و فکری را نقد کنیم.. روش و حرکت درست را مطالبه کنیم و اما عمل کنیم تا که صرفا ادعا نکرده باشیم.. بگوییم مکمل همدیگر هستیم.. تقسیم کار همدیگریم… نباید ندای تفرقه و تحقیر و ما بالاتر و ما بیشتر دان و دانای کلی بدهیم… بنابراین اگر ما می خواهیم… باید کار بکنیم.. توان و قدرتش را داشته باشیم و به شکل اثباتی و ایجابی توجه مردم رو‌ جلب کنیم و میدان خودمان رو به دست بیاوریم.. میدان ما.. میدان آنهاست میدان انقلاب، میدان همه است.. روش کار باید تربیتی و ایجابی و اثباتی باشد.

      Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 12 Thumb down 0

      پاسخ دادن
  • مجتبی یداللهی ۱۶:۳۸ دوشنبه, ۳۰ شهریور, ۱۳۹۴

    با سلام
    عالی بود واقعا لذت بردم

    امتیاز به این نظر: Thumb up 3 Thumb down 0

    پاسخ دادن
  • احمد ۱۷:۵۳ دوشنبه, ۳۰ شهریور, ۱۳۹۴

    سلام با سپاس از گرد اوردن چنین نوشته مهم و تاثیر گذار…نسبت به مقاله انتقاد خاصی ندارم

    امتیاز به این نظر: Thumb up 2 Thumb down 0

    پاسخ دادن
  • میرزا ۲۰:۲۰ دوشنبه, ۳۰ شهریور, ۱۳۹۴

    احسنت.مثل همیشه عالی بود.

    امتیاز به این نظر: Thumb up 3 Thumb down 0

    پاسخ دادن
  • عرفان1999 ۲۲:۱۷ دوشنبه, ۳۰ شهریور, ۱۳۹۴

    اقای محترم نظر بنده رو منتشر کنید چرا به بعضی ها مصونیت بیخودی می دهید؟. صحبت های من نه تهمت بودند و نه افترا پس به قوانین خودتون احترام بذارید. مطلب سروش نیا چالش برانگیز بود و باید با نظرات چالش برانگیز تکمیل شود

    امتیاز به این نظر: Thumb up 2 Thumb down 2

    پاسخ دادن
    • محمدمحققیان ۱۷:۰۱ جمعه, ۳ مهر, ۱۳۹۴

      عرفان اینطور که تو میگی هم جنجالی نبود.

      امتیاز به این نظر: Thumb up 2 Thumb down 1

      پاسخ دادن
  • چنگیز آشوری ۲۲:۴۷ دوشنبه, ۳۰ شهریور, ۱۳۹۴

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
    بسیار عالی و لازم مخصوصا این قطعه برایم بسیار جالب بود در کنار باقی مطالب ارزشمند: ” اخلاق تشکیلاتی یعنی موثرترین و بی نام و نشان ترین….تاثیر گذارترین و کم تبلیغات ترین…”
    در پناه صاحب الزمان باشید
    یاعلی مددی

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

    پاسخ دادن
  • علی ۲۳:۳۸ دوشنبه, ۳۰ شهریور, ۱۳۹۴

    سلام ، بحث خوبیه
    کار تشکیلاتی زمانی به ثمر می رسد که افراد آن اخلاص، سخت کوشی، شرح صدر، صبر و …. را سرلوحه خویش قرار دهند
    اما دنیا گرایی خفی و وساوس شیطان همیشه در کمینند…..

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

    پاسخ دادن
  • از دوستان ۹:۰۱ سه شنبه, ۳۱ شهریور, ۱۳۹۴

    باسلام خدمت برادر گرامی
    مطالبی که ایراد نمودید بسیار خوب بود ولی روش رسیدن به جامعه آرمانی مشخص نیست یعنی نمیشه با تشکل با قند با گریس رفت جلو ، چرا؟
    چون وقتی بحث قدرت و سیاست و دلسوزی (غیر واقعی) یه عده پیش میاد کار فرهنگ به جنگ کشیده میشه و کار خلوص نیت به جلوس قدرت و به جای قند حل شده در آب ، سنگ چخماق در آب پیدا میشه.
    فرهنگ با قدرت سازگار نیست که دو چیز ضد و نقیض هم هستند ،در ایجاد فرهنگ به قول جناب عالی باید فدا شد . ولی در قدرت یا (سیاست امروزی) فدا شدن فدا شدن خیانت است به…..

    امتیاز به این نظر: Thumb up 0 Thumb down 2

    پاسخ دادن
    • احسان محمدی ۱۴:۱۵ چهارشنبه, ۱ مهر, ۱۳۹۴

      بله اگه شما نگاه صرفا مادی به قدرت داشته باشی کار فرهنگی یعنی داشتن چماق بزرگتر که متاسفانه در ایران هم اکثرا علیرغم ظاهر، نگاه صرفا تک بعدی و مادی به قضیه قدرت و چماق آن یعنی کار فرهنگی دارند … !!!! ولی آرمان چیست ؟؟؟ آرمان ما تشکیل آرمان شهری با مدیریت الهی حضرت مهدی است …. اگر نگاهتان اینه ک امام مهدی بعد از ظهور با یه عصای سحر آمیز همه چیز رو سر جایه خودش میذاره که هیچ!! ولی اگه اعتقاد داری ک باید در این راه جون کند و سختی کشید پس کار تشکیلاتی زیر سایه این پرچم بسیار شیرین و گریس شدن برای چرخیدن آرزویی بسیار بزرگ است که روزی خیلیامون باید از این کم کاری افسوس بخوریم !

      Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 9 Thumb down 0

      پاسخ دادن
  • میثم ۱۵:۰۸ پنج شنبه, ۲ مهر, ۱۳۹۴

    سلام
    این همه تشکیلاتی که داریم و کنار هم نمیتونن کار کنن و به هدف برسن علتش بنظر من اینه که چون در راس هرکدوم از این تشکیلات ی عده ای هستن که مصلحت اسلام و انقلاب رو به نفع خودشون تعبیر میکنن و فقط به فکر منافع خودشونن و اصلا اصلا اصلا بفکر اسلام و انقلاب و رسیدن به هدف انقلاب نابی که امام تعریف کردن نیستن و همه اینا همش ظاهر سازیه که نگران اسلام و انقلابن …
    از آب گل آلود دارن ماهی میگیرن …
    و گیر در خودمونه …

    امتیاز به این نظر: Thumb up 3 Thumb down 0

    پاسخ دادن
  • هادی ۲۲:۱۰ یکشنبه, ۵ مهر, ۱۳۹۴

    احسنت رسول جان
    دوباره ما رو پای کلاس درست نشوندی

    امتیاز به این نظر: Thumb up 0 Thumb down 0

    پاسخ دادن
  • علی آذرنژاد ۱۹:۳۸ چهارشنبه, ۸ مهر, ۱۳۹۴

    مطلب قشنگی بود و تلنگرهای به جا و به موقعی زدید.
    ولی باید فرق بین گروه و تشکل رو بیان می کردی! چون فقط ذکر کردی تفاوت دارند و تعریفی از تشکل ارائه دادی و تعریفی از گروه نگفتی.
    در کل مطلب خوبی بود، مخصوصا تعبیر حل شدن قند که از تعابیر حضرت آقاست رو به جا به کار بردی

    امتیاز به این نظر: Thumb up 1 Thumb down 0

    پاسخ دادن
  • توصیه ی اخلاقی و حقوقی

    نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا،نشر اکاذیب و تهمت و ... منتشر نمی شود

تبلیغات
تبلیغات

گزارش تصویری

نظر سنجی

نظر شما در مورد سایت چیست؟

View Results

Loading ... Loading ...
یاسوج
١١(°C)
وزش باد ٧(mph)
فشار ٢۴.٢۶(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۴.٢۶(in)