تاریخ : دوشنبه, 7 مهر , 1399 11 صفر 1442 Monday, 28 September , 2020
0

موضع سخنگوی جریان مردمی عدالتخواه استان درخصوص تاخیرهای مستمر، در پرداخت حقوق کارگران فضای سبز شهرداری یاسوج

  • کد خبر : 30618
  • 04 آگوست 2020 - 20:54
موضع سخنگوی جریان مردمی عدالتخواه استان درخصوص تاخیرهای مستمر، در پرداخت حقوق کارگران فضای سبز شهرداری یاسوج
مسئله بسیار کلان‌تر و مهم‌تر از آن است که با توجیهات سطحی برخی مسئولین بتوان از کنار آن گذشت. بارِ دیگر بحث بر روی امنیت و حفظ نظام است، و ما دغدغه‌ی حفظ انقلابمان را داریم اما نه با مدل محافظه‌کاران!

به گزارش دنانیوز؛ شاید گزارش روز ۱۲ مرداد خبرگزاری فارس مبنی بر روزهای سخت کارگران فضای سبز شهر یاسوج، مردانی که با ۴۵ هزار تومان یارانه، زندگی خود را می‌گذرانند، دیگر برای بعضی‌هامان محلی از اِعراب نداشته باشد.

انگار دیگر عادت کرده‌ایم به شنیدن این‌گونه خبرها و یا لاجرم باید عادت کنیم. گویا پایمال شدن حقوق ضعفا درحال تبدیل شدن به قانونی نانوشته است، که اگر عکسِ آن را ببینیم‌، در عَجَب خواهیم ماند.

در آن گزارش به نقل از آقای آشنا(یکی از اعضای شورای شهر) آمده است؛ پرداخت حقوق پاکبانان باید از فروش املاک مازاد شهرداری تامین شود، لذا شهرداریِ یاسوج، املاک مازاد را مشخص و به شورای شهر اعلام نموده، اما طبق آنچه که آقای آشنا آن را تعمدی می‌خواند اعضای شورای شهر، به “عمد” این مصوبه را مسکوت گذاشته‌اند!

و این یعنی اینکه ما در دلِ جمهوری اسلامی با مدلی از شورای اسلامی مواجه‌ایم که به عمد تکلیفِ قانونی خود را انجام نمی‌دهد، تا کارگر تحت فشارِ مشقات زندگی قرار گرفته، و امیدش را نسبت به کارآمدی نظام اسلامی از دست داده، و نهایتا در خوشبینانه‌ترین حالت، به سمت اعتصاب و اعتراض سوق داده شود.

اینجا دیگر نه با شیطان بزرگ و ام‌الفساد قرن مواجه‌ایم، و نه با آل‌سعود و آل‌صهیون. اینجا مستقیما افرادی که به برکتِ استقرار نظام جمهوری اسلامی، و قوانینِ آن، و امکانات و سخت‌افزارِ آن، و ریال به ریال بیت‌المالِ آن و امنیتِ آن، توانسته‌اند به نام و نوایی برسند، به عمد دارند موجباتِ فشار و مشقت بر اقشار ضعیفِ جامعه را فراهم می‌آورند.

آیا پس از ۴۰ سال و در ابتدای گام دومِ انقلاب باید بگوییم که ما با نوعی برده‌داری نوین مواجه‌ هستیم؟! مگر ماده ۲ قانون کار نمی‌گوید؛ کارگر از لحاظ این قانون کسی است که به هر عنوان، در مقابل دریافت حق‌السعی، اعم از مزد، حقوق، سهمِ سود و سایر مزایا به درخواست کارفرما کار می‌کند.

چگونه است که بخش دوم این ماده از جانب کارگر رعایت می‌شود، اما بخش اولِ آن را کارفرما، مسئول و هر آنکه متولیِ امر است پشت گوش می‌اندازد؟!

پُر واضح است که شکم سیر، دردِ نان، چه می‌فهمد!
ما در اینجا با کمبود قانون و متولی مواجه نیستیم، چراکه در این خصوص قوانین زیادی تصویب و سازوکارها و نهادهای قانونی مختلفی برای صیانت از حقوق کارگران درنظر گرفته شده است.

آنچه در اینجا بعنوان یک مسئله‌ی مهم و حیاتی باید به آن پرداخت این است که آیا مسئولین و متولیانِ امر، به کارگر، بعنوان یک انسانی که احساس دارد، روح دارد، شعور دارد، می‌فهمد و حق دارد از رفاه و معیشت برخوردار باشد، باور دارند؟!

اگر پاسخ مثبت است پس چرا به تکالیفِ قانونی خود در قبال این قشر عمل نمی‌کنند؟!

و اگر پاسخ منفی است پس چگونه بر مسند و جایگاهی تکیه زده‌اند که نسبت به بنیان‌های آن بی‌اعتقادند؟!

آیا ضعف نظارتی سبب شده که خوی و مشیِ قلدرمآبانه‌ی غیرمردمی و غیراسلامی بر این نهادها سایه بیفکند، یا ضوابط فرسوده و فسادزا هستند؟!

ما با نوعی از سوءمدیریت مواجه هستیم که به عمد و شاید در خوشبیناته‌ترین حالت به سهو، در حالِ اهمال و‌ کم‌کاری است. اینکه نیّت چیست را پیش‌داوری نمی‌کنیم، هرچند فهمیدنِ اینکه برخی عامدانه سعی در بالا بردن آمار نارضایتی‌ها در داخل دارند، سخت نیست.

به همین خاطر، ما در کنار رصد کردن اعتراضات جلیقه‌زردهای فرانسوی و معترضان آمریکایی، از شنیدن فریادِ خاموش و آتش زیر خاکستر کارگران داخلیِ خود نیز غافل نمی‌شویم.

مگر فراموش کرده‌ایم که اماممان فرمود؛
“باید به حسب واقع، به حسب انصاف، به حسب‌‎ ‌‏وجدان، این مردمی که شماها را روی کار آورده‌اند، این مردم زاغه‌نشین که شماها را‌‎ ‌‏روی مسند نشانده‌اند، ملاحظه‌ی آن‌ها را بکنید، و این جمهوری را تضعیفش نکنید. بترسید‌‎ ‌‏از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست، و یک انفجار حاصل بشود. از‌‎ ‌‏آن روز بترسید که ممکن است یکی از «ایام الله» [خدای نخواسته] باز پیدا بشود. و آن‌‎ ‌‏روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن. قضیه ‌‏این‌‏ است که فاتحه‌ی همه‌ی ما را‌‎ ‌‏می‌خوانند.”

ِآری، مسئله بسیار کلان‌تر و مهم‌تر از آن است که با توجیهات سطحی برخی مسئولین بتوان از کنار آن گذشت. بارِ دیگر بحث بر روی امنیت و حفظ نظام است، و ما دغدغه‌ی حفظ انقلابمان را داریم اما نه با مدل محافظه‌کاران!

امروز یکی از مهمترین راه‌های حفاظت و صیانت از مرزهای جمهوری اسلامی و پاسداری از انقلاب اسلامی، در دفاع از حقوقِ کارگران و اقشار ضعیف و کم‌برخوردار جامعه نهفته است!

کارگران، ضعیف‌ترین اقشار جامعه بلحاظ رفاه و معیشت، و در عین حال وفادارترین، پایِ‌کارترین و خط‌شکن‌ترین‌ها در لحظه به لحظه‌ی نَفَس‌های نظام هستند. فراهم آوردن موجبات یاس و ناامیدی این پیش‌قراولان، چه مفهومی خواهد داشت بجز دمیدن بر آتش زیر خاکستر نارضایتی‌ها؟!

رونوشت به استاندار محترم بعنوان نماینده‌ عالی دولت و رئیس شورای تامین استان.
انتهای پیام/

رفعت کاظمی؛ سخنگوی جریان مردمی عدالتخواه استان کهگیلویه و بویراحمد

لینک کوتاه : http://denanews.ir/?p=30618

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.