تاریخ : چهارشنبه, 18 فروردین , 1400 25 شعبان 1442 Wednesday, 7 April , 2021
0

صلاحِ امت یا شهوتِ قدرت؟!

  • کد خبر : 34752
  • 07 آوریل 2021 - 15:28
صلاحِ امت یا شهوتِ قدرت؟!
سال‌هاست که در بزنگاه‌های انتخابات، برخی برای رسیدن به اهدافشان بدون اینکه زحمتی به خود بدهند دوگانه‌ای غیردینی در حکومت دینی بوجود می‌آورند تحت عنوان «اصلح نامقبول یا صالح مقبول»!

به گزارش دنانیوز؛ محمدحسین غریبی؛ انسان از آن روز که دُر ایزدی را در درون خود یافت و آنچه که نباید میشد، شد. مفتخر گردید که مخیر باشد.مخیر میان فطرت و شهوت، انسانیت و حیوانیت، خوب و بد و در نهایت او اختیار داشت که میان آنچه که خدا می‌پسندد با آنچه که مخلوق خدا اعم از شیاطین، انس و جن می‌گویند یکی را انتخاب کرده و در بوته عمل قرار دهد؛ و هر انتخابی برای او عملی را در پی دارد و هر عملی برای او آزمایشی است و هر آزمایش دارای یک نتیجه و هر نتیجه نیز عاقبتی دارد.


این اختیار به سبب اندیشه‌ای است که بدو داده شده و اوست که باید بواسطه قوه عقلانیه اش در میان دوگانه‌های موجود یکی را انتخاب کرده و آن را پیگیری نماید.
دوگانه‌هایی که به یقین یکی از آنان حق است و دیگری باطل که یکی از عرصه‌های ظهور و بروز این دو گانه ها، انتخاباتی است که سرنوشت یک کشور را مشخص می‌کند.
سال هاست که در بزنگاه‌های انتخابات، برخی برای رسیدن به اهداف شان بدون اینکه زحمتی به خودشان بدهند دوگانه‌ای غیردینی در حکومت دینی بوجود می‌آورند تحت عنوان «اصلح نامقبول یا صالح مقبول» …
هدف شان بیش از اینکه در راستای صلاح امت باشد در راستای شهوت قدرت است…


همیشه و در همه مجامع حزب الله همه متفق القول بر این نظر اشتراک دارند که ما در حال حاضر برای جمع کردن بساط فساد در درون انقلاب نیاز به یک انقلاب دیگری داریم.
ایجاد انقلاب نیاز به آگاهی دارد پس در جامعه نبود آگاهی‌ها موجب درجا زدن و عدم پیشرفت است حال اینکه ما برای رسیدن به قله نیاز به پیشرفت جهشی داریم نه پیشرفت معمولی.
پس در ماجرایی که «دو گانه سازها» بیان می‌کنند یک نقطه ابهام وجود دارد که چگونه در معیار‌های کاندیدای خوب باید مقبولیت فعلی ملتی ملاک باشد که ملت نسبت به اهداف این اشخاص آگاهی ندارند؟


دکتر علی شریعتی پاسخ می‌گوید:
«در عین حال که همه فضائل حکومت دموکراسی بر ما روشن است، این مسئله طرح شد که آیا اگر اصل را در یک نظام اجتماعی و رهبری سیاسی، بر پیشرفت و رهبری یک جامعه متوقف و ناآگاه بگذاریم، در اینجا اعتنا کردن و ملاک قرار دادن پسند و رای یکایک افراد مانع اصل رهبری پیشرفت نخواهد بود؟


اگر اصل بر این باشد که این جامعه باید روابط اجتماعی منحطی را که دارد تغییر دهد؛ باید طرز تفکری که دارد عوض شود؛ باید زبانش و مذهبش عوض شود؛ باید فرهنگش پیش رود؛ باید بسیاری از معتقدات و خرافاتش از بین برود؛ باید از این مرحله به مراحل بالاتر، جهش وار ارتقاء پیدا کند؛ باید این سنت‌های پوسیده اش را ریشه کن سازد؛ و اگر اصل را در سیاست و حکومت بر دو شعار رهبری و پیشرفت یعنی تغییر انقلابی مردم قرار دهیم، آن وقت انتخاب این رهبری به وسیله افراد همین جامعه امکان ندارد، زیرا افراد جامعه هرگز به کسی رای نمی‌دهند که با سنت‌ها و عادات و عقاید و شیوه زندگی رایج همه افراد آن جامعه مخالف است و می‌خواهد آن‌ها را ریشه کن کند و بسیاری از سنت‌های مردم سنت پرست را عوض کند و سنت‌های مترقی را جانشین آن‌ها کند که مردم هنوز با آن‌ها آشنا نیستند و با آن موافق نیستند. چنین مردی و رهبری نمی‌تواند مورد اتفاق اکثریت آراء این مردمی که باید خودشان عوض شوند و آراء شان عوض شود، قرار بگیرد.»


با این گفته شریعتی که درست نیز هست، نمی‌توان با مردمی که ناآگاه هستند پیشرفتی بدست آورد، چون این مردمان کسانی را انتخاب می‌کنند که در حفظ وضع موجود بکوشند و یا در راستای امیال آن‌ها تلاش بکنند نه کسانی را که بخواهند در زندگی آنان دگرگونی بوجود بیاورند.
در این بخش این سوال پیش می‌آید که پس چگونه انقلاب اسلامی که انقلابی دگرگون کننده در تاریخ بشریت است پدید آمد؟!
«تبیین» پاسخ این سوال است. تبیین، ابزار و ظرفیتی بود در دین که امام خمینی (ره) هوشمندانه از آن بهره جست.


حضرت آقا هم در دیدار با تشکل‌های دانشجویی و هم با بیان خاطره‌ای در کتاب «خون دلی که لعل شد» اهمیت این ابزار و ظرفیت را در تفکر اسلامی بیان می‌کند:
«تبیین اساس کار ما است. ما با ذهن‌ها مواجهیم، با دل‌ها مواجهیم؛ باید دل‌ها قانع بشود. اگر دل‌ها قانع نشد، بدن‌ها به راه نمی‌افتد، جسم‌ها به‌کار نمی‌افتد؛ این فرقِ بین تفکّر اسلامی و تفکّرات غیر اسلامی است. بنده در منزل یکی از دوستانمان در تهران -آن سال‌های قبل از انقلاب- نشسته بودیم. در این بین، یکی از جوان‌هایی که می‌شناختم -مشهدی بود؛ با خودش، پدرش آشنا بودیم؛ جزو چریک‌های فدائی خلق بود و جزو کسانی بود که در جنگل‌های شمال رفته بودند موضع گرفته بودند و مبارزه میکردند- ناگهان وارد شد، من هم خبر نداشتم. خب، آشنا بودیم؛ آمدند نشستند؛ ظاهراً آمده بود از آن صاحب‌خانه یک کمک مالی‌ای، چیزی بگیرد. من گفتم خب شما‌ها چه کار میکنید، یک چیز‌هایی گفت. من گفتم شما‌ها اگر میخواهید موفّق بشوید، راهش این است که با مردم حرف بزنید، تبیین کنید؛ مردم بدانند شما چرا در شمال جمع شده‌اید مبارزه‌ی مسلّحانه میکنید و در شهر مثلاً فرض کنید فلان‌جا فلان حرکت را انجام میدهید؛ مردم بدانند؛ تبیین کنید. یک مقداری راجع به این تبیین با او صحبت کردیم. یک نگاهی به من کرد و یک سری تکان داد -بچّه بود، از ما سنّاً خیلی، یک ده سالی کوچک‌تر [بود]- یک نگاهِ «نگه‌کردن عاقل اندر سَفیه» به ما کرد، گفت بله، این تفکّر اسلامی شما است، ما تفکّرمان این نیست؛ یعنی تبیین لازم نیست. این تفکّر دیالکتیکی کهنه‌ی فرسوده‌ی غلط ازآب‌درآمده‌ی مارکسیستی -که حالا شنیدم باز در دانشگاه یک عدّه‌ای دارند همان را دنبال میکنند- به آن‌ها میگوید که نه، لازمه‌ی دیالکتیک و نتیجه‌ی دیالکتیک، این جنگ و دعوای بین کارگر و کارفرما است و هیچ تبیینی لازم ندارد؛ به آن‌ها این‌جوری بیان میکنند. خب، این غلط بودنش کاملاً تجربه شد دیگر؛ غلط درآمد از آب. خود حکومت هم که تشکیل شد بعد از شصت هفتاد سال معلوم شد که از پایه خراب بوده، بکلّی بنا فرو ریخت.»


برای آگاه کردن قطعا باید خمینی وار کار کرد و از ظرفیت و نیروی تبیین به حد امکان استفاده نمود.
در این قسمت یک سوال پیش می‌آید که جایگاه «تبیین» در میان این دوگانه ساز‌ها کجاست؟!
جواب سوال را با این سوالات پاسخ می‌دهم، شخصی که مقبولیت همه گیر در میان مردم بی اطلاع از اهداف او را جزو شاخصه‌های بررسی کاندیدا‌ها قرار می‌دهد عملا می‌تواند اعتقادی به تبیین داشته باشد؟! یا اشخاصی که یک شب مانده به انتخابات به مردم لیست می‌دهند بدون اینکه بگویند این لیست حاصل آمده از کدام شاخص‌ها است اعتقادی به تبیین دارند؟!
پاسخ به سوالات بالا خود به خود پاسخ را مشخص می‌کند.


امام خمینی (ره) ۱۵ سال برای آن چیزی که می‌دانست اصلح است تبیین کرد و تلاش کرد آن را به مردم بشناساند و مردم را برای آن چیزی که می‌دانست درست است عوض کرد، اما حالا دوستان در عوض اینکه بیایند ملت را برای آن چیزی که میدانند درست است آگاه کنند بدنبال این هستند که مردم چه چیزی را قبول دارند آن‌ها را به خورد خودشان بدهند.
اصلا و ابدا توجه نمی‌کنند که با همین دو گانه خودساخته می‌توان علی (ع) را از مسند خلافت به زیر کشید و ابوبکر را بر کرسی قدرت نشاند و دیگر آنجا خود اینان اولین‌هایی هستند که غدیر را انکار می‌کنند.


حضرت فاطمه زهرا (س) در خطبه فدکیه شاخص‌های انتخاب حضرت محمد (ص) به پیغمبری را اینگونه بیان می‌کند:
«عِلْماً مِنَ اللَّهِ تَعالی بِمائِلِ الْاُمُورِ، وَ اِحاطَةً بِحَوادِثِ الدُّهُورِ، وَ مَعْرِفَةً بِمَواقِعِ الْاُمُورِ»
خدواند او را برانگیخت بخاطر ۱-علمش به عواقب کارها، ۲-احاطه اش به حوادث زمان و ۳-شناسایی کاملش به وقوع مقدرات
آیا در این عوامل که سه گانه اصلحیت است مقبولیت می‌یابید؟!
حضرت زهرا (س) در بخش دیگری از خطبه فدکیه اینگونه بیان می‌کند:
فَاَنارَ اللَّهُ بِاَبی‏مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و الِهِ ظُلَمَها، وَ کَشَفَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَها، وَ جَلى عَنِ الْاَبْصارِ غُمَمَها، وَ قامَ فِی النَّاسِ بِالْهِدایَةِ، فَاَنْقَذَهُمْ مِنَ الْغِوایَةِ، وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ الْعِمایَةِ، وَ هَداهُمْ اِلَى الدّینِ الْقَویمِ، وَ دَعاهُمْ اِلَى الطَّریقِ الْمُسْتَقیمِ.
پس خداى بزرگ بوسیله پدرم محمد صلى اللَّه علیه و آله تاریکى‏‌هاى آن را روشن، و مشکلات قلب‌ها را برطرف، و موانع رؤیت دیده‏‌ها را از میان برداشت، و با هدایت در میان مردم قیام کرده و آنان را از گمراهى رهانید، و بینایشان کرده و ایشان را به دین استوار و محکم رهنمون شده، و به راه راست دعوت نمود.


برای تغییر ایجاد کردن و ایجاد انقلاب باید مردم را آگاه کرد و برای اینکه بتوان کسی را آگاه کرد خود شخص باید آگاهی داشته باشد که سه عاملی که حضرت زهرا در این رابطه بیان کردند بهترین عوامل شناخت اصلح است.

مردم باید برای شناخت اصلح تلاش کنند. آیت الله مصباح یزدی در پاسخ به این سوال که «قانون اجتماعی باید به‌وسیله چه کسی اجراء شود؟» بیان می‌کند:
«اسلام مانند اکثریت مکاتب سیاسی، وجود حکومت را به‌عنوان قدرتی که بتواند جلو تخلفات را بگیرد لازم می‌شمرد و نبودن حکومت را مستلزم تعطیل قوانین و بروز هرج و مرج و پایمال شدن حقوق ضعیفان می‌داند.


بدیهی است برای مجری قانون به‌ویژه کسی که در رأس هرم قدرت قرار می‌گیرد دو شرط اساسی وجود دارد: یکی این‌که آگاهی کافی از قانون داشته باشد تا دچار تخلف ناشی از جهل به قانون نگردد، دو دیگر آن‌که بر تمایلات خویش مسلط باشد تا عمداً از قانون، سوء‌استفاده نکند. شرایط دیگری مانند حسن مدیریت و شجاعت و مانند آن‌ها را نیز می‌توان بر آن‌ها افزود. طبعا فرض ایده آل آن است که مجری قانون به‌طور کلی از جهل و خودخواهی و سایر خصال ناپسند، مبری باشد و چنین کسی همان است که در زبان دینی «معصوم» نامیده می‌شود و عموم مسلمانان چنین اعتقادی را درباره پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله و شیعیان در مورد امامان دوازده‌گانه‌علیهم‌السلام نیز دارند، اما در صورت عدم حضور معصوم و هم‌چنین در رده‌های پایین‌تر از مقام رهبری باید این شرایط را به‌طور نسبی و متناسب با پست و مقام حکومتی، معتبر دانست و اساسا منشأ تز «ولایت‌فقیه جامع‌الشرایط» همین است که کسی که به مقام عصمت، نزدیک‌تر و شبیه‌تر است در جایگاه معصوم یعنی در رأس هرم قدرت قرار گیرد تا هم شناخت بهتری نسبت به احکام و قوانین و اصول و مبانی آن‌ها داشته باشد و هم از تقوی و خویشتن‌داری بالاتری برخوردار باشد، و با داشتن این دو شرط اساسی (فقاهت و تقوی) حتی‌الامکان کمتر دچار تخلف عمدی و سهوی از قانون اسلام گردد.»


عین همین دو شرط اصلی که آیت الله مصباح از آن نام بردند نیز در کتاب ولایت فقیه امام خمینی (ره) به آن اشاره شده که عبارت است از قانوندان بودن و داشتن عدالت.
مقام معظم رهبری در سخنانی به موضوع انتخاب اصلح می‌پردازند و می‌فرماید:
«البته ملت باید تلاش خود را بکند، باید زحمت بکشد و دنبال اصلح بگردد. من مکرّر عرض کرده‏ام که مسئله، مسأله‏ی دین و خدا و ادای تکلیف است. همچنان که اصل انتخابات یک تکلیف الهی است، انتخاب اصلح هم یک تکلیف الهی است. قبلًا هم گفتیم که تفاضل و لو کم باشد، در این قضیه بسیار است. باید بگردید، بین خودتان و خدا حجّت پیدا کنید؛ یعنی بتوانید از راهی بروید که اگر خدای متعال پرسید شما به چه دلیل به این فرد رأی دادید، بتوانید بگویید به این دلیل. بین خودتان و خدا، دلیل و حجّتی فراهم کنید و بعد با خیال راحت بروید رأی بدهید. مردم باید این کار را بکنند و ما هم از خدا می‏خواهیم و دعا و آرزو می‏کنیم که خدای متعال دل‌های مردم را به سمت نامزد اصلح آنکه واقعاً صلاحیتش بیشتر است هدایت کند.»
انتخاب اصلح تکلیف است و شناساندن آن به سایر مردم نیز تکلیفی دیگر و برای اینکه مردم اصلح را بشناسند باید اهداف و گفته‌های او برای مردم تبیین شود. تبیین کردن نیازمند کار و تلاش است و با لیست‌های شب انتخاباتی نمی‌توان تغییر بوجود آورد.


جبهه انقلاب برای ایجاد تغییر باید مردم را آگاه کند و برای این آگاهی باید از ابزار تبیین استفاده کند تبیین کردن برای مردم نیازمند تلاش شبانه روزی است تا آنان بتوانند اصلح را انتخاب کنند و آن وقت است که تغییر صورت می‌گیرد.
تا این بخش به باطل بودن دو گانه اصلح نامقبول و صالح مقبول پرداختیم، ولی از حالا می‌خواهیم انتخابات ۹۸ را مورد سنجش قرار دهیم. انتخاباتی که در لیست بندی آن، عده‌ای فقط بخاطر اینکه مدتی در محضر برخی پدران خود خوانده جبهه انقلاب بودند و هیچ فضیلت دیگری نداشتند به اصلحین مقبول ترجیح داده شدند!


به قول شعر معروف که می‌گوید «گیرم پدرت هست فاضل/ از فضل پدر تو را چه حاصل؟!»
آرایش انتخابات ۹۸ و پیروزی لیست مذکور در انتخابات برای من عجیب تداعی گر عقاید اهل تسنن در قبال خلافت است.


اهل تسنن در قبال حکومت دیدگاه جالبی دارد که در اینجا مختصرا آن را بیان می‌کنم.
آنان اعتقاد دارند که امامت و خلافت امری عرفی و دنیوی است و انتخاب خلیفه را با روش‌های مختلفی؛ از جمله انتخاب مردم، انتخاب اهل حل و عقد، وصیت خلیفه قبلی، کودتا علیه خلیفه قبل با زور و شمشیر و… ممکن می‌دانند و این برخلاف عقیده اهل تشیع است که بیان می‌کنند امامت و خلافت، امری است الهی و شرعی که انتخاب آن تنها در حیطه اختیارات خداوند است و بس.


اما جالب است که آنان با وجود چنین باوری، در عین حال فتوا داده‌اند که خروج علیه حاکم ـ به هر صورتی که به قدرت رسیده باشد ـ حرام است؛ حتی اگر آن حاکم فاسق، ظالم و بی دین و کافر باشد. حتی اگر به شما دستوری بدهند که بر خلاف حکم قرآن، سنت و خلیفه قبلی باشد.
روایت‌های متعدد از کتب معتبر اهل تسنن همچون صحیح بخاری این مطلب را تایید می‌کنند که برای نمونه یک حدیث را در اینجا ذکر می‌کنم و مابقی را نیز به ذکر منبع اکتفا خواهم کرد:
«حدثنا ابو النُّعْمَانِ حدثنا حَمَّادُ بن زَیْدٍ عن الْجَعْدِ ابی عُثْمَانَ حدثنی ابو رَجَاءٍ الْعُطَارِدِیُّ قال سمعت بن عَبَّاسٍ رضی الله عنهما عن النبی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قال: من رَاَی من اَمِیرِهِ شیئا یَکْرَهُهُ فَلْیَصْبِرْ علیه فانه من فَارَقَ الْجَمَاعَةَ شِبْرًا فَمَاتَ الا مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً.»


عطاردی می‌گوید: از ابن عباس شنیدم که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: هر کس از حاکمش چیزی (گفتار یا کردار) ناخوشایندی ببیند، باید برآن شکیبا باشد. به درستی که هر کس از جماعت به‌اندازه یک وجب فاصله گیرد و در آن هنگام بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است.


حرکات و سکنات عزیزان پدرخوانده جبهه انقلاب در مواجهه با دغدغه‌مندان این جبهه به همین نحو است. نحوه انتخابات درون شورایی آنان یکبار به مانند سقیفه است که همه چیز را به ضرب زور و شمشیر و بگیر و ببنند به صلاحیت داران این جبهه تحمیل می‌کنند و به هر کسی که مخالف این شورا باشد انواع و اقسام القاب را نسبت می‌دهند و یک بار دیگر ممکن است روش جانشینی را بدون خواست نظر سایر دغدغه‌مندان در پیش بگیرند و یک بار دیگر نیز همچون شورایی که عمر برای تعیین جانشینش انتخاب کرد عمل کنند و شرط و شروط بگذارند و بگویند اگر این میثاق نامه را امضا کردی حق خلافت داری وگر نه باید به نفع کسی که میثاق نامه را امضا کرده است کنار بروی هر چند که اصلح باشی!


این واقعیتی است که سال‌های متمادی کسانی بر مسلمین حکومت کردند که قدرت داشتند و بر قدرت وحدت داشتند نه بر کلمه، چه بنی امیه و چه بنی عباس، حال این قدرت در آن زمان شامل شمشیر و نفر و زره و اسب میشد و در این زمان سرمایه اجتماعی، رسانه و رای مردم ناآگاه با اهداف اشخاص، قدرت محسوب می‌شود.


وحدت در سال ۹۸ نیز وحدت بر صلاحیت کلمه نبود بلکه بر قدرت حاصل از سرمایه اجتماعی بود قدرتی که می‌تواند وحدت اولیه بر مکانیزم نامشخص حاصل از اجماع دستکم ۸ هزار نفر را یک شبه باطل کند و به بهانه‌های واهی‌ای که توسط برخی بیان شد همچون کمبود اقتصاددان در لیست، آن را مطرود بداند و باز با شعار وحدت و قدرت رسانه، سایرین را به شکستن وحدت سابق متهم کند و یک شب مانده به انتخابات لیست مطلوبش را به خلق الله عرضه کرده و مخالفین را نیز جاهلین زمان بخواند و برخی نیز بر این وحدت قدرت، صحه می‌گذارند.


بند بالا تعریف انتخابات ۹۸ است بدون کم و کاست. حال نباید به طریق قدرت گیری آقایان انتقاد کرد و علیه قدرت گیری آنان شورید؟!
آیا فقط به این دلیل که اکثریت رای دهنده، نه اکثریتی که باید در انتخابات شرکت می‌کردند، بر این نوع قدرت گیری صحه گذاشته اند ما هم باید به مانند عقاید اهل تسنن مطاع باشیم؟!
برخی از دوستان فعال در عرصه سیاسی نیز پا را حتی فراتر از عقاید اهل تسنن گذاشته اند و بیان کردند که هر کسی که رای آوری بیشتری دارد اصلح است، به این عزیزان باید گفت که کلاه تان را کمی بالاتر بگذارید.


ما در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی باید تلاش کنیم تا این نوع قدرت گیری را از سپهر سیاسی ایران حذف کرده و با آگاهی دادن به ملت، از اشتباه آنان در انتخابات‌های آینده جلوگیری کنیم.
انتخابات سال ۹۸ حتی بر دو گانه اصلح نامقبول و صالح مقبول نیز خط بطلان می‌کشد و صحنه مبارزات سیاسی ایران را در حد ابتذال وحدت بر سر قدرت و سهم خواهی پایین می‌کشد و حتی برای کسانی که صالح مقبول را پارادایمی برای رسیدن به اصلح نامقبول می‌دانستند نیز حرفی برای گفتن باقی نمی‌گذارد.
تنها راه رسیدن به رستگاری جمعی، افزایش فهم ملی است که ان شاءالله با همت جوانان انقلابی باید اتفاق بیفتد.

انتهای پیام/

لینک کوتاه : http://denanews.ir/?p=34752

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.